تبليغاتX
مشاوره ') no-repeat};

مشاوره

مشاوره خانواده ,مشاوره قبل از ازدواج , فرزندپروری,مسائل خانواده و روانشناسی

دلبستگی چیست

1-  دلبستگی چیست؟
دلبستگی یک رابطه هیجانی خاص است که مستلزم تبادل لذت، مراقبت و آسایش می‌باشد. ریشه پژوهش‌ها در زمینه دلبستگی به نظریه فروید درباره عشق باز می‌گردد امّا غالباً از پژوهشگر دیگری به نام پدر نظریه دلبستگی نام برده می‌شود.
جان باولبی پژوهش‌های گسترده‌ای درباره مفهوم دلبستگی به عمل آورد. او دلبستگی را چنین توصیف کرده است: «ارتباط و پیوند روانی پایدار بین دو انسان» (باولبی، 1969). باولبی با این دیدگاه روانکاوانه موافق بود که تجربیات اولیه کودکی، تأثیر مهمی بر رشد و رفتارهای بعدی در زندگی دارد. به عقیده او، سبک‌های دلبستگی اولیه ما در دوران کودکی و از طریق رابطه کودک / پرستار شکل می‌گیرد.
باولبی همچنین عقیده داشت که دلبستگی دارای مولفه‌ای تکامل یابنده است و به بقای انسان کمک می‌کند. «گرایش به ایجاد پیوندهای عاطفی قوی به افراد بخصوص، یک مؤلفه اصلی طبیعت انسان است.» (باولبی، 1988).

ویژگی‌های دلبستگی
باولبی عقیده داشت که دلبستگی دارای چهار ویژگی مختلف است:

* حفظ نزدیکی- تمایل به نزدیک بودن به کسانی که به آن‌ها دلبستگی داریم.
* پناهگاه امن- بازگشت نزد فردی که به آن دلبستگی داریم به هنگام مواجه شدن با خطر یا تهدید.
* پایه مطمئن- فردی که به آن دلبستگی وجود دارد، پایه مطمئن و قابل اتکایی برای کودک به وجود می‌آورد تا به کشف محیط و جهان پیرامونش بپردازد.
* اندوه جدایی- اضطراب ناشی از عدم حضور فردی که به آن دلبستگی وجود دارد.

2- ارزیابی «وضعیت عجیب» آینزوُرث:

 

1- کودک و والد (پدر یا مادر) در یک اتاق تنها هستند.

 

2- کودک به کشف اتاق بدون مشارکت والد می‌پردازد.

 

3- غریبه‌ای وارد اتاق می‌شود، با والد صحبت می‌کند و به کودک نزدیک می‌شود.

 

4- والد به آرامی اتاق را ترک می‌کند.

 

5- والد باز می‌گردد و کودک را آسوده خاطر می‌سازد.
 

در خلال دهه 1970، مری آینزوُرث کارهای قبلی باولبی را توسعه بخشید. او مطالعه خود را «وضعیت عجیب» نامید. در این مطالعه، کودکان بین 12 تا 18 ماهه زیر نظر قرار گرفتند و واکنش آن‌ها به وضعیتی که مدّت کوتاهی تنها مانده و سپس به آغوش مادرشان بازمی‌گشتند، مورد بررسی قرار گرفت (آینزوُرث، 1978).
بر پایه این مطالعات، آینزوُرث چنین نتیجه‌گیری کرد که سه سبک عمده دلبستگی وجود دارد: دلبستگی مطمئن، دلبستگی دوسوگرا-نامطمئن و دلبستگی اجتنابی-نامطمئن. بعداً در سال 1986 دو پژوهشگر دیگر به نام‌های مِین و سولومن، سبک چهارمی را نیز به نام دلبستگی سازمان نیافته-نامطمئن به سه سبک قبلی افزودند. پژوهش‌های متعدد بعدی، نتیجه‌گیری‌های آینزوُرث را تأیید کرده و مشخص نموده‌اند که سبک‌های دلبستگی اولیه بر روی رفتارهای بعدی در زندگی تأثیر گذارند.

3- دلبستگی در طول زندگی
به خاطر داشتن این نکته حائز اهمیت است که سبک‌های دلبستگی شکل گرفته در دوران کودکی لزوماً با آنچه در دلبستگی‌های عاطفی دوران بزرگسالی نشان داده می‌شود یکسان نیستند. زمان زیادی بین دوران کودکی و بزرگسالی سپری شده و تجربیات به دست آمده در این فاصله زمانی نیز نقش عمده‌ای در سبک‌های دلبستگی دوران بزرگسالی ایفاء می‌کنند. آنچه به عنوان دلبستگی دوسوگرا یا اجتنابی در دوران کودکی توصیف می‌شود می‌تواند دلبستگی مطمئنی برای بزرگسالان شود و بالعکس. همچنین خلق و خوی فرد هم در دلبستگی نقش دارد.
امّا پژوهش‌هایی که در این زمینه به عمل آمده مشخص ساخته است که الگوهای شکل گرفته در دوران کودکی نقش مهمی بر روابط بعدی دارد. هیزن و شیور (1987) عقاید مختلفی در باره روابط انسانی با سبک‌های دلبستگی متفاوت را در بین بزرگسالان کشف کردند. بزرگسالانی که دلبستگی مطمئن داشتند تمایل به این عقیده داشتند که عشق عاطفی، پایدار و بادوام است. امّا آن‌هایی که دلبستگی دوسوگرا داشتند بارهابه دام عشق گرفتار شده بودند و کسانی که دلبستگی اجتنابی داشتند، عشق را موقت و نایاب توصیف می‌کردند.

4- دلبستگی مطمئن
 

ویژگی‌های دلبستگی مطمئن

 

به عنوان بزرگسال

به عنوان کودک

1- پایدار بودن روابط پایدار و قابل اعتماد

1- قابلیت جدا شدن از والد

2- خود باوری

2- کسب آرامش از والدین به هنگام ترس

3- سهولت در به اشتراک گذاشتن احساسات با دوستان

3- هیجانات مثبت به هنگام بازگشت والدین

4- جستجوی حمایت اجتماعی

4- ترجیح دادن والدین بر بیگانگان


ویژگی‌های دلبستگی مطمئن

کودکانی که دلبستگی مطمئن دارند، به هنگام جدا شدن از پرستار یا مراقب، چندان احساس ناراحتی نمی‌کنند. این کودکان به هنگام ترس، برای کسب آرامش و آسایش به والدین یا پرستار روی می‌آورند. این کودکان هرگونه تماسی که از سوی والد برقرار شود را با آغوش باز می‌پذیرند و با رفتار مثبت به آن واکنش نشان می‌دهند. این کودکان با وجودی که از غیبت والدین خیلی احساس ناراحتی نمی‌کنند اما آن‌ها را به وضوح بر بیگانگان ترجیح می‌دهند.
والدین این کودکان معمولاً تمایل بیشتری برای بازی با کودکانشان دارند. به علاوه، این والدین به سرعت به نیازهای کودکانشان واکنش نشان می‌دهند و به طور کلّی نسبت به والدین کودکانی که دلبستگی نامطمئن دارند، به فرزندانشان پاسخگوترند.
در بزرگسالان، کسانی که دلبستگی مطمئن دارند معمولاً به دنبال روابط قابل اعتمادتر و پایدارتری هستند. سایر ویژگی‌های کلیدی دلبستگی مطمئن در بزرگسالان شامل خودباوری زیاد، لذت بردن از روابط صمیمانه، جستجوی حمایت اجتماعی و توانایی در به اشتراک گذاشتن احساسات با دیگران است.
پژوهشگران در یک مطالعه دریافتند که زنانی که دارای سبک دلبستگی مطمئن هستند، احساسات مثبت‌تری درباره روابط عاطفی و عاشقانه خود دارند. (مک کارتی، 1999)

5- دلبستگی دوسوگرا

 

ویژگی‌های دلبستگی دوسوگرا

 

به عنوان بزرگسال

به عنوان کودک

1- بی میلی نسبت به نزدیکی با دیگران

1- نگران از غریبه‌ها

2- نگرانی از این که طرف مقابل واقعاً آن‌ها را دوست نداشته باشد

2- اندوهگین شدن به هنگام ترک والدین

3- پریشانی و آشفتگی به هنگام خاتمه یافتن یک رابطه

3- ظاهراً با بازگشت والدین به آرامش دست نمی‌یابند


ویژگی‌های دلبستگی دوسوگرا

کودکانی با دلبستگی دوسوگرا به شدّت نسبت به بیگانگان مشکوک هستند. این کودکان به هنگام جدا شدن از والد یا پرستار، ناراحتی زیادی نشان می‌دهند امّا با بازگشت آن‌ها نیز به نظر نمی‌رسد که آرامش یافته‌اند. در بعضی موارد، کودک ممکن است والدین را طرد کند و به سراغ آن‌ها نرود و یا به طور آشکار به آن‌ها پرخاش کند.
بر طبق مطالعات و پژوهش‌های کاسیدی و برلین (1994)، دلبستگی دوسوگرا نسبتاً غیر متداول است و تنها در 7 تا 15 درصد کودکان وجود دارد.کاسیدی و برلین در مورد مطالبی که درباره دلبستگی دوسوگرا نوشته شده است نیز دریافتند که پژوهش‌های مشاهده‌ای همگی دلبستگی دوسوگرا- نامطمئن را با در دسترس نبودن مادر به قدر کافی مرتبط دانسته‌اند. این کودکان به تدریج که بزرگتر شده‌اند، معلمانشان آن‌ها را وابسته و متکی به دیگران توصیف کرده‌اند.
در بزرگسالان، کسانی که دلبستگی دوسوگرا دارند غالباً تمایلی به نزدیک شدن با دیگران ندارند و نگرانند که طرف مقابلشان متقابلاً به احساسات آن‌ها پاسخ ندهد. این امر به قطع متوالی رابطه، غالباً به دلیل احساس سرد شدن رابطه و دوری، می‌انجامد. این افراد پس از خاتمه یافتن یک رابطه، بسیار احساس آشفتگی و پریشانی می‌کنند. کاسیدی و برلین آلگوی آسیب‌شناسانه دیگری را نیز در بزرگسالانی که سبک دلبستگی دوسوگرا دارند توصیف کرده‌اند، بدین ترتیب که این افرادبه عنوان منبع امنیت به کودکان کم سن و سال وابستگی پیدا می‌کنند (1994).

6- دلبستگی اجتنابی
 

ویژگی‌های دلبستگی اجتنابی

 

به عنوان بزرگسال

به عنوان کودک

1- مشکل در برقراری روابط صمیمانه و نزدیک

1- احتمال دوری گزیدن از والدین

2- کم علاقگی به روابط اجتماعی و عاشقانه

2- در جستجوی ارتباط با والدین و کسب آرامش از آن‌ها نیستند

3- ناتوانی یا عدم تمایل در به اشتراک گذاشتن افکار و احساسات با دیگران

3- ترجیح ندادن یا ترجیح دادن کم بین والدین و بیگانگان


ویژگی‌های دلبستگی اجتنابی
کودکانی که سبک دلبستگی اجتنابی دارند از والدین و پرستاران دوری می‌کنند. این اجتناب غالباً پس از یک دوره غیبت ابراز می‌شود. این کودکان ممکن است توجه والدین را رد نکنند امّا نه در جستجوی جلب توجه آن‌ها بر می‌آیند و نه کسب آرامش و آسایش از ارتباط با آن‌ها می‌کنند. این کودکان بین والدین خود و یک فرد کاملاً غریبه ترجیحی قایل نمی‌شوند.
در بزرگسالان، کسانی که دلبستگی اجتنابی دارند، در برقراری روابط نزدیک و صمیمانه مشکل دارند. این افراد سرمایه‌گذاری عاطفی چندانی در برقراری روابط با دیگران نمی‌کنند و در صورت خاتمه یافتن یک رابطه نیز زیاد ناراحت نمی‌شوند. آن‌ها معمولاً با بهانه‌هایی (مثل درگیری‌های کاری) از برقراری روابط نزدیک اجتناب می‌کنند. پژوهش‌ها همچنین نشان داده‌اند که بزرگسالانی با سبک دلبستگی اجتنابی، بیشتر پذیرای روابط جنسی اتفاقی و تصادفی هستند (فینی، نولر و پتی 1993). دیگر ویژگی‌های متداول این افراد عبارت است از ناکامی در پشتیبانی از دوستان و نزدیکان در خلال لحظات پر استرس و نیز ناتوانی در به اشتراک گذاشتن احساسات، افکار و هیجانات با دیگران.
 

+ نوشته شده در  دوشنبه ششم دی 1389ساعت 12:48  توسط فواد قادری  | 




+ نوشته شده در  شنبه چهارم دی 1389ساعت 21:23  توسط فواد قادری  | 

روش های مثبت فرزندپروری

در سراسر دوران زندگی، ارتقای بهداشت روانی کودکان و نوجوانان نقش مهمی دارد. افزایش فشارهای روزمره زندگی بر خانواده ها، تطبیق سبک مثبت فرزند پروری را برای آنها بصورت چالش بزرگی مطرح نموده است . در نوشته ذیل نمونه هایی از تکنیکهای فرزندپروری مثبت ارائه می گردد:
v بهبود مهارتهای اجتماعی در فرزندان : بهترین عامل پیش بینی کننده عملکرد سالم دوران بزرگسالی، میزان صلاحیت اجتماعی کودکان است. صلاحیت اجتماعی یعنی کودک بتواند با دیگران کنار بیاید و با آنها با مسالمت زندگی کند. صلاحیت اجتماعی و عزت نفس در افراد با یکدیگر ارتباط مستقیم دارند. این موارد شامل همانندسازی، آموزش مهارتها و رفتارهای اجتماعی به کودکان و بکارگیری این آموزشها در گسترش تعاملات اجتماعی مثبت با دیگران می باشد.
v اختصاص فرصتی برای مکالمه با فرزندان : انباشت احساسات در درون کودک می تواند موجب طغیانهای خلقی، نوسانات یا حتی رفتارهای قلدرانه شود. کودکتان را تشویق کنید که کاملاً آزادانه درباره احساساتش با شما صحبت کنند. به او تفهیم کنید که یک روش سالم برای بیان خشم، ترس، اندوه یا درد، صحبت کردن درباره این احساسات است. تلاش کنید کودکتان عواطف خود را بصورت کلامی ابراز نماید و خود نیز بعنوان یک الگو، درباره احساساتتان با او صحبت کنید.
v تشویق در انجام امور : پاداش و تشویق کودکان بخاطر یک رفتار خوب و مناسب بسیار مهمتر از آنست که به انتقاد از بخشی از رفتار که ممکن است ناپخته بنظر برسد، بپردازیم. بعنوان مثال اگر کودک شما اتاقش را مرتب نمود اما توده عظیمی از
اسباب بازیهایش را در گوشه اتاق باقی گذاشته، به جای اینکه او را برای این غفلت مورد سرزنش قرار دهید، « بگویید چقدر خوب اتاقت را تمیز و مرتب نموده ای.»
v به جای تنبیه به برقراری نظم و انضباط اصرار نمایید: نظم عبارتست از ارائه رفتاری قابل قبول که موجب یادگیری اتخاذ تصمیمات عاقلانه توسط فرد می گردد. به کودکتان برای رفتار خوب پاداش بدهید، محدودیتهایی را بسته به سن و موقعیت برای او تعیین کنید، سعی کنید به آنها القا کنید که علاقمندید آنها خود ناظم خود باشند. تنبیه فیزیکی و حتی کلامی می تواند برای کودک مضر بوده و منجر به تنزل عزت نفس در وی شود.
v عدم انتقال استرسهای ناشی از محل کار به خانه و خانواده : وقتی که والدین در محیط کار با انواع استرس روبرو باشند ممکن است این استرس به زندگی خانوادگی آنها انتقال یابد و نهایتاً آنها بیشتر مستعد بحث و مجادله با فرزندان خود بوده و کمتر قادر به تحمل رفتارهای نامناسب از طرف آنها باشند. این مسئله ممکن است اثر سوئی بر روی عزت نفس کودک داشته باشد. ضروریست که نسبت به شناسایی عوامل استرس زا در مورد خود اقدام نموده و به نیازهای بهداشت روان خود توجه کنیم.
v عدم پرورش افراطی فرزندان : این سبک فرزند پروری شامل ثبت نام کودک در تعداد زیادی از فعالیتهای فوق برنامه، آموزشی ، ورزشی و مؤسسات اجتماعی است. کودکان نیاز به زمان و فضایی برای خلاقیت، فکرکردن و کشف اشیاء توسط خود دارند. فرزندپروری افراطی ممکن است به اعتماد بنفس کودک آسیب برساند، احتمالاً باعث ایجاد و گسترش افسردگی و سوء مصرف مواد شود.
برای ایجاد و برقراری نظم و انضباط به شیوه های ذیل توجه نمایید:
v انتقاد سازنده : بجای سرزنش کودک به او بگویید که چه نیازهایی ضرورت اجرا دارند. روی عمل یا رفتار متمرکز شوید. بعنوان مثال بجای گفتن « تو باز شلوغ کاری کردی؟ اسباب بازیهایت را همه جا ولو کرده ای» تمرین کنید و بگویید « این اتاق آشفته است می خواهی آنرا مرتب کنی؟ »
v راهنمایی مجدد: به فرزندتان کمک کنید تا هر رفتار ناخواسته را با یک رفتار قابل قبول جایگزین نماید. بعنوان مثال اگر فرزند شما در داخل اتاق توپ بازی می کند و آنرا به اطراف پرت می کند، با او به داخل حیاط بروید و توپ بازی کنید.
v مکث : وقفه یا مکث بایستی بعنوان فرصتی برای کسب مجدد تسلط و کنترل خود توسط کودک، بکار گرفته شوند نه بعنوان فرصتی برای تربیت مجدد توسط بزرگسالان. مثلاً برای تمرکز حواس و پیشگیری از حواس پرتی کودک،
می توان یک فاصله زمانی کوتاه از وی خواست که روبروی دیوار بنشیند . بایستی توجه داشت که برای ثمربخشی هر چه بیشتر وقفه ها رعایت تناسب و امساک در اجرای این وضعیت توسط بزرگسالان ضروری است.
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم آبان 1389ساعت 17:34  توسط فواد قادری  | 

برای ایجاد رابطه‏ بهتر و موثر با همسر و تقویت آن، چه باید کرد؟

کیفیت رابطه‏ی زناشویی هر کسی، نتیجه‏ی باورها، اندیشه‏ها، رفتار و کردار خویش بوده و به تصمیمات و عملکرد گذشته‏اش مربوط می‏شود. به عبارت دیگر، رابطه‏ی زناشویی مطلوب یا نامطلوب هر کسی، چه از زندگی مشترک راضی باشد و چه ناراضی، بازتاب باورها، اندیشه‏ها و کنش و واکنش‏ رفتار از بدو ازدواج خویش است و همان چیزی ا‏ست که یا خواستار آن بوده یا زیر بار آن رفته است.

برای ایجاد رابطه‏ بهتر و موثر با همسر و تقویت آن، چه باید کرد؟
مهارت‏های ضروری برای داشتن زندگی زناشویی موفق، یاد گرفتنی ا‏ست؛ به‏طوری که زوج‏ها با کسب آگاهی و مهارت‏های لازم می‏توانند زندگی مشترک مثبت و دلنشینی به وجود آورند.
برای داشتن زندگی مشترک خوب، متفاوت و متعهدانه لازم است از خود بپرسیم:
«چه کارهایی می‏توانیم انجام دهیم؟»
باید بدانیم در زندگی مشترک چه نقشی داریم؛ هر کس باید خود را موظف کند که: «من متعهد هستم یک زندگی مشترک خوب و رضایت‏بخش بسازم.»
با دانایی و عمل است که بر ذهن خود مدیریت کرده و احساس خود گردانی را تقویت می‏کنیم.همه می‏دانیم که ایجاد هر گونه تغییر، دشوار و زمان‏بر است. هر فرد باید خود را برای داشتن زندگی زناشویی خوب، متعهد کند و بداند که هر گونه تغییر، از خود او شروع می‏شود. می‏دانیم که تغییرهای بزرگ، از تغییرهای کوچک شروع می‏شوند.
زوج‏های موفق، دست از خود محوری و بی‏تفاوتی برمی‏دارند، تغییرات را پیش‏بینی کرده و بر آنها مسلط می‏شوند و به منظور همراه شدن با رابطه‏های در حال تغییر، خودشان نیز تغییر می‏کنند.
وقتی زن و شوهر، فاقد اطلاعات و مهارت‏ کافی برای زندگی مشترک باشند، در ایجاد هیجان، صمیمیت و روابط گرم بین خود، کم آورده، دچار مشکل می‏شوند، در طولانی مدت احساس‏های مثبت‏شان نسبت به هم، کاهش یافته و منفی‏اندیشی‏ جای مثبت‏‏اندیشی را گرفته و متقاعد می‏شوند که به آخر خط رسیده‏اند. در این شرایط، چگونه می‏توان بر افکار منفی غلبه کرد و احساس‏های خوب، مثبت، صمیمیت و مهر و محبت خود را نسبت به همسر ارائه داد؟
زوج‏های موفق، احساس مهر و محبت و حتی توقعات و انتظارات و نارضایتی‏ خود را به طور صریح بیان می‏کنند و به‏طور مداوم با هم به گفت و شنود می‏پردازند تا به توافق و درک متقابل برسند، در حالی که زوج‏های ناموفق، شفاف عمل نمی‏کنند و با پنهان‏کاری و نادیده گرفتن احساسات خود و همسرشان، از بیان نیازهای واقعی‏شان، طفره می‏روند.
باید توجه داشت کسب مهارت‏های لازم و ایجاد عادت‏های مثبت جدید برای ساخت زندگی مشترک، بسیار مفیدند اما مواقعی پیش می‏آید که با وجودی که تلاش شما و همسرتان در جهت تغییر است، ولی ذهن ناخودآگاه‏تان طبق عادت‏های گذشته عمل می کند و ممکن است باز هم رفتار ناخوشایند گذشته را برخلاف میل‏تان تکرار نماید!
وقتی مصمم به انجام کاری باشید، اگر با شجاعت به دنبال اهداف مشخص و روشن خود بروید حتماً موفق می‏شوید، بنابراین به اعمال ناخوشایند اهمیت ندهید، برای ایجاد عادت‏های جدید و رابطه‏ی مطلوب، به تلاش خود ادامه دهید و بدانید که با پی‏گیری برای تغییر عادت‏های منفی به مثبت، موقعیت‏تان در ساخت زندگی مشترک، بهتر خواهد شد
وقتی زن و شوهر، فاقد اطلاعات و مهارت‏ کافی برای زندگی مشترک باشند، در ایجاد هیجان، صمیمیت و روابط گرم بین خود، دچار مشکل شده و در طولانی مدت احساس‏های مثبت‏شان نسبت به هم، کاهش یافته و متقاعد می‏شوند که به آخر خط رسیده‏اند.
با کسب مهارت و بالا بردن آگاهی‏هاست که متوجه می‏شویم در زندگی مشترک، بعضی از اختلاف‏ها، قابل حل هستند و برخی غیرقابل حل، تشخیص این دو از هم، به آگاهی و تجربه نیاز دارد. تفاوت‏های غیرقابل تغییر را بپذیرید نه اینکه آنها را تحمل کنید! زوج‏های موفق به جای توجه و تمرکز بر موارد غیر قابل تغییر، به نقاط مثبت همسرشان توجه می‏کنند به ویژه حرف‏ها و کردار همسر را بدون پیش‏داوری، سرزنش و انتقاد و به قصد فهمیدن مورد توجه قرار می‏‏دهند و در مورد اختلاف‏شان، با یکدیگر گفت و گو می‏کنند، حتی اگر احساس بدی نسبت به یکدیگر داشته باشند نیز ارتباط بین خود را حفظ می‏کنند تا با مذاکره و تبادل افکار، به تفاهم برسند.
زوج‏ها باید بدانند که زندگی زناشویی خوب یا بد را خودشان می‏سازند و در ساخت آن، هر یک نقش ویژه‏ای دارند. زن و شوهر، هر یک به تنهایی بر حسب اینکه آگاه و مسوولیت‏پذیر باشند یا نه؛در ایجاد هیجان و حاکم ساختن مهر و محبت و یا در تداوم اختلاف‏ها و مشکلات زندگی مشترک، نقش مهمی بر عهده دارند.
اما بسیاری از زنان و مردان به علت ناآگاهی و باورهای غلط، تصور می‏کنند در زندگی مشترک، حق و قدرت انتخاب ندارند و نمی‏توانند بر اندیشه و نگرش خویش مدیریت کنند و به‏طور معمول می‏گویند: «من نمی‏توانم… من اراده ندارم… می‏خواهم ولی قدرت اجرا ندارم… من در رضایتمندی زندگی مشترک، نقشی ندارم… اگر همسرم یا دیگران تغییر کنند، زندگی‏ام بهتر می‏شود و…»
اگر موفقیت‏های به دست آمده را تجزیه و تحلیل کنیم، متوجه خواهیم شد که در میان انبوه آرمان‏ها و آرزوهای خود، فقط به آنچه که واقعاً و عمیقاً و با انگیزه‏ی قوی می‏خواستیم، رسیده‏ایم
در نتیجه خود را در مدیریت ذهن و کنترل احساس و رفتارشان ناتوان و درمانده می‏بیند و در نهایت، اسیر اندیشه‏های منفی شده و در ساختن زندگی مشترک، نقشی غیرمسئوولانه، منفعلانه و منفی بر عهده می گیرند و مدام با برچسب زدن، به سرزنش و انتقاد آشکار یا پنهان از خود، همسر و دیگران می‏پردازند، کارهای اشتباه خود را توجیه می‏کنند و در هر زمینه‏ای به داوری و پیش‏داوری می‏پردازند، انرژی خود را بیشتر در مسیر منفی و تخریب به کار می‏گیرند و بیشتر روی کمبودها و نقاط منفی خود، همسر و فرزندان تمرکز می‏کنند. در نتیجه خود و زندگی مشترک را در مسیر تلخی و بدبختی بیشتر قرار می‏دهند.
اگر هر زن و مردی عمیقاً بخواهد زندگی مشترک خود را در جهت مثبت‏ تغییر دهد، آن‏وقت مساله‏ی توافق پیش می‏آید و در واقع زوج با خواستن و انگیزه‏ی قوی، در مسیر توانستن قرار می‏گیرد.
راههای تداوم زندگی زن و شوهر
اصولاً در هر زندگي عشق و محبت از ستونهاي اصلي نظام خانواده است كه در بعضي خانواده ها بعد از مدتي از زمان ازدواج دچار مسائل و مشكلاتي مي شود كه اگر به آن توجه اساسي نشود به مرور باعث از هم پاشيدن زندگي خانوادگي مي شود. در اين مقاله سعي مي شود راههاي تداوم عشق و علاقه و ابراز محبت بين زوجين اشاره شود تا سلامت روحي و رواني و تداوم زندگي زوجين را روزبه روز افزايش دهد:اصولاً در هر زندگي عشق و محبت از ستونهاي اصلي نظام خانواده است كه در بعضي خانواده ها بعد از مدتي از زمان ازدواج دچار مسائل و مشكلاتي مي شود كه اگر به آن توجه اساسي نشود به مرور باعث از هم پاشيدن زندگي خانوادگي مي شود.
¤ عدم كاربرد كلمات منفي:
در زندگي اموري هم چون طعنه زدن، تحقير كردن، مقايسه زن و شوهر با ديگران جو شاد و صميمي خانواده را به كانون خصومت و دشمني تبديل مي كند.
¤ ابراز محبت به يكديگر:
از عواملي كه شادي و علاقه زوجين را بيشتر مي كند ابراز علاقه به يكديگر است كه اين كار نبايد ويژه دوران نامزدي و اوايل زندگي باشد.
¤ توجه دقيق عاشقانه به همديگر:
زن و شوهر با توجه دقيق به حرفها و نگاه هاي طرف مقابل به او نشان مي دهند كه واقعاً به او علاقمند هستند كه گاهي زن و شوهر حتي فرصتي نمي گذارند تا حرف طرف مقابل را گوش دهند تا اينكه او را درك كنند.
¤ به جاي متهم كردن بايد سؤال پرسيد:
زوجين بايد به جاي پيش داوري و طرح مسائل اختلاف برانگيز از يكديگر سؤال كنند كه به چه علت اين كار را كردي و در اين موقع پاسخ طرف مقابل نه تنها ما را از شك خارج مي كند بلكه به راحتي مشكلي كه به علت درك اشتباه ما به يك موضوع بغرنج تبديل مي شد ديگر حل شده است.
¤ عدم طرح مسائل خانوادگي در نزد ديگران:
زن و شوهر بايد اين را بپذيرند كه يك خانواده تشكيل داده اند و خودشان در حل مسائل خانه آگاهتر از هر كسي هستند و پدر و مادر آنها چون در منزل آنها نيستند شايد با درك غلط خود آن مسائل را نه تنها حل نكرده بلكه آن موضوع را حاد و پيچيده تر مي كنند و در اين ميان همسرمان نيز ديگر رابطه صميمي با ما برقرار نمي كند.
¤ با لجبازي اشتباه همسرتان را تلافي نكنيد:
گاهي يكي از زوجين به علت عدم درك و تجربه كافي كار اشتباهي را مرتكب مي شود در اين ميان اگر با لجبازي در صدد انتقام گرفتن باشيم و اين اشتباهات را به ديگران بگوييم زندگي خود را به دست خود تباه كرده ايم.
¤ يادآوري خاطرات شاد دوران زندگي:
بايد زوجين گاهي خاطرات خوبي كه از دوران نامزدي و اوايل زندگي داشته اند را به همديگر بگويند تا تازه بودن رابطه آنها را تداوم بخشد و تكرار آن جو خانواده را گرم كند.
¤ صبر و حوصله در برخورد با مسائل:
بارها پيش آمده كه يكي از زوجين در مقابل بعضي از مسائل ناخوشايند همسرش سكوت كرده و بعداً با صبر و حوصله و عدم شتاب آن مسائل را با همسرش مطرح و حل كرده. اين گذشت باعث شرمنده شدن طرف مقابل شده است و سعي كرده با مهرباني با همسرش آن خوبي را جبران كند.
¤ تنوع داشتن در زندگي:
اكثر زنان خانه دار چون بيشتر اوقات در خانه هستند زندگي برايشان يكنواخت و خسته كننده مي شود و اين جا وظيفه مرد است كه با اندكي تفريح و مهماني و يا ديگر برنامه ها آن خستگي و بي حوصلگي را از وجود زن و فرزند خارج كند و در اين مواقع مرد بايد خود را جاي همسرش بگذارد كه اگر يك روز (مثل ايام تعطيل) سر كار نباشد و در منزل باشد چه كسالت و خستگي برايش ايجاد مي شود.
¤ عدم وجود قانون خشك و زياد در محيط خانه:
زوجيني كه انعطاف پذير بوده و نمي خواهند حرف حرف خودشان باشد و چشم پوشي و نرمش نسبت به هم دارند بيشتر مي توانند كانون گرم خانواده را مستحكم تر كنند و آن را از مشكلات و ناراحتي ها حفظ كنند.
¤ درك صحيح زن و شوهر از يكديگر:
زوجين به اين مسئله بايد توجه كنند كه هيچ انساني خصوصيات عاطفي و جسمي و عقلاني يكساني با ديگري ندارد. زن و شوهر مي توانند با درك صحيح اين موضوع از طرح مسائل مثل اين كه مي خواهم تو هم مثل من باشي و يا مثل برادر و خواهرم باشي و مثل من فكر كني خودداري كنند و همديگر را با تمام احساسات و خصوصيات منحصر به فرد مورد پذيرش قرار دهند.
زنان با مردان از لحاظ روان شناختی و فیزیولوژیکی تفاوت دارند
اکثریت مردم صفات زیر را از
ویژگی های جنس زن
می دانند:
- محافظه کار و خویشتن دار
- دلواپس عواطف و احساسات دیگران
- دارای گرایشات دینی عمیق
- میل به امنیت خواهی فراوان
- تمایل و علاقه شدید به هنر و ادبیات
- به سادگی ، عواطف لطیف را به زبان آوردن
و
خصوصیات زیر را به
مردان
نسبت می دهند :
- بسیار مستقل است
- پرخاشگر و سلطه طلب است
- به سادگی تحت تأثیر قرار نمی گیرد
- عمیقاً شیفته ریاضیات و مقولات علمی
- در برابر بحران ها، خویشتنداری خود را حفظ می کند
- در بسیاری از زمینه ها فعال بوده و تمایلات رقابت جویی عمیقی دارد
- تقریباً بسان یک رهبر عمل می کند
- معتمد به نفس بوده و بسیار جاه طلب است
- عمیقاً به آداب و شیوه های جهان آگاه است
برخی کلیشه ها نه تنها در قیاس با سایر فرهنگ ها متفاوت است بلکه این موضوع در میان نژادها و طبقات اجتماعی نیز تفاوت دارد. مثلاًً کلیشه هایی سفید پوستان و رنگین پوستان متفاوت هستند. روان شناسانی چون « لاندرین» ، با توجه به تحقیقاتی که انجام داده اند به نتایجی نیز دست یافته اند. مثلاً وی زمانی که زنان سفیدپوست را با زنان سیاه پوست مقایسه می کرد به کلیشه های چون وابستگی بیشتر، احساساتی بودن بیشتر و هوشمندی بیشتر دست یافت در صورتی که زنان سیاه پوست را خرافاتی و ستیزه جو یافت.
پژوهش های انجام شده نشان می دهد که چهار عامل اصلی در پایداری باورهای قالبی در مورد مردان نمود آشکار دارند:



اعتماد به نفس ، نیرومندی و خود اتکایی باشد.

پرخاشگر و قدرتمند باشد و از ابراز خشونت و جسارت ابایی نداشته باشد.
تغییرات نقش های مردان
در گذشته مرد ایده آل کسی بود که قدرت پرخاشگری داشته باشد. لیکن امروز این صفت سرزنش می شود، به علاوه در گذشته مرد می بایست در فضای کاری، قاطعیت و خشونت از خود نشان دهد، لیکن امروزه هنر در این است که شخص هر چه بیشتر با همکاران خویش هماهنگ و همسو باشد.
نقش های سنتی مردان توسط جامعه شناسان و انسان شناسان مورد مطالعه قرار گرفته است. امروزه اوضاع دگرگون شده است، زیرا کار کردن در کارخانجات و شرکت ها و موفق شدن، مستلزم ویژگی هایی می باشد که به جای زورمندی محتاج ظرافت و هوشمندی است. مرد امروزی باید به طور مطلوب با همکاران خویش تعامل داشته باشد و با مساعدت آنان به اهداف عالیه خویش برسد. به علاوه مردان امروزی باید خویشتن دار باشند ، لیکن باید حساسیت های عاطفی خویش را نیز ابراز نمایند.
مقایسه روان شناسی زن و مرد
گوهر وجودی زن و مرد یکی است، هر دو انسانند و طبیعتاً با یکدیگر شباهت های بسیار دارند، ضمن آنکه در مواردی با یکیگر تفاوت دارند. متأسفانه پژوهش ها و گرایش های علمی بیشتر به تفاوت های زن و مرد ، و نه بر شباهت های آنها تکیه دارد. افزون بر آن جنس زن و مرد در پاره ای از ویژگی ها همپوشی های زیادی را نشان می دهند که در این مورد باید به توزیع فراوانی این ویژگی ها در دو جنس توجه کرد و دریافت که میانگین نمره های هر گروه در مقایسه با دیگری در آزمون های مربوطه چه میزانی است.
شرایط همسر شایسته و اهمیت آن
بهترین زنان شما زنی است که وقتی همسرش او را می نگرد، شاد و مسرورش گرداند . رسول خدا (ص)
در مورد انتخاب همسر به منظور ایجاد و تولید نسل سالم و صالح ، احادیث و روایات فراوانی وجود دارد که بسیاری از آنها حاکی از اهمیت قانون وراثت و ثأثیر عامل محیط است. پیامبر اسلام برای تولید نسل بهتر، دقیق ترین نکات را در امر انتخاب همسر گوشزد فرموده است که، به برخی از آنها اشاره می کنیم :
شرایط همسر شایسته

اولاً باید همسر انسان ، متدین باشد، زیرا دین می تواند انسان را از هرگونه انحراف های روحی و اجتماعی مصون دارد، و مسلماً زن و مرد با ایمان مطابق موازین و برنامه های دینی فرزند خود را تربیت کرده و احساس مسئولیت نسبت به این امر می نمایند، پیغمبر اسلام (ص) فرموده است:
«با زن نباید صرفاً به خاطر زیبایی او ازدواج کرد. ممکن است همین زیبایی او را به پستی و ابتذال سوق دهد، و نه صرفاً برای مال و ثروتش چون ممکن است مال هم ، او را طاغی و سرکش سازد. با زن صرفاً به خاطر دین او ازدواج کن».

که مبدأ اساسی پرورش نسل سالم است، و این اصل چه در دوران جنینی و شیرخوارگی ، و چه در دوران تربیت کودک در خانواده ، اثر مستقیم و یا غیر مستقیم دارد.

که این امر غالباً کمک به دین است و ضامن جلوگیری مرد از انحراف و خلاف عفت است ، به این معنی که زیبایی زن غالباً مردها را اعمال غیرمشروع باز می دارد. این موضوع نیز بیشتر با حُسن خلق توأم است. زیرا زن زیبا غالباً دارای اخلاق ملایم و دلچسب است. پیامبر اسلام (ص) برای اطمینان خاطر مرد از زیبایی زن ، اجازه داد پیش از ازدواج، مرد او را ببیند

یعنی خوش زا و بسیار زا باشد . چون قهراً، فرزند به کانون خانواده حرارت می بخشد .

همسر انسان باید از خانواده ی اصیل و تربیت شده و نجیب باشد، زیرا او بهتر می تواند کودکان را تربیت کند. اگر زن، خود فاقد تربیت باشد نمی تواند فرزند خوب پرورش دهد. رسول اکرم (ص) می فرماید:
از سبزه ای که در میان کثافات و پلید ی ها می روید بپرهیزید. ( مراد زن زیبایی است که در محیط پست و آلوده پرورش یافته باشد.

اسلام ازدواج با عده ای از اقارب ، مانند: مادر، خواهر و خاله و عمه و امثال آنها را شرعاً ممنوع ساخته، در برخی موارد دیگر به منظور ارشاد مردم برای ساختن و پرورش نسل سالم، راهنمایی های کافی کرده است. و ازدواج با اقوام نزدیک را – که حرمت شرعی هم ندارد – صحیح نمی داند ؛ و پیامبر فرموده است:
با خویشاوندان نزدیک ازدواج نکنید زیرا فرزندی [که از آن به ثمر می رسد] نحیف و ضعیف خواهد بود.
پیغمبر اکرم (ص) فرمود: با زن نباید صرفاً به خاطر زیبایی او ازدواج کرد. ممکن است همین زیبایی او را به پستی و ابتذال سوق دهد، و نه صرفاً برای مال و ثروتش چون ممکن است مال هم ، او را طاغی و سرکش سازد. با زن صرفاً به خاطر دین او ازدواج کن
از نظر علمی این طور است که اگر سلامتی طرفین تا چند پشت معلوم و صفات خانوادگی آنان شایسته می بود ازدواج با خویشاوندان موجب تقویت صفات خوب خانوادگی می شد. ولی چون دانستن سلامتی اجداد غیر ممکن است باید ازدواج میان خویشاوندان نزدیک ، ممنوع گردد، زیرا بعضی از بیماری های مخفی در افراد وجود دارد؛ که در شرایط خاصی ظاهر می شود. اگر فرض کنیم شخص سالمی (س) با شخصی که دارای بیماری ارثی نهفته ( م) باشد ، ازدواج کند، نتیجه از این قرار خواهد بود، س س + م س = س س × م م ، یعنی : نیمی از این فرزندان سالم خواهند بود ، و نیم دیگر از آنها به حسب ظاهر سالم هستند ولی نطفه ی بیماری ارثی در آنها نهفته می باشد. حال اگر یکی از این افراد که دارای بیماری ارثی نهفته است با یک شخص سالم ازدواج کند نتیجه به شرح زیر خواهد بود: م س ، دوم + س س ، دوم = س س × م س یعنی باز هم در اینجا نصف از عده ی فرزندان کاملاً سالم و نصف دیگر ظاهراً سالم خواهند بود؛ و نطفه ی بیماری ارثی در آنها نهفته است. ضمناً باید دانست که هیچ گونه تفاوتی ظاهراً بین این دو نوع فرزند دیده نمی شود. پس اگر افراد حامل نطفه ی بیماری با افراد کاملاً سالم ازدواج کنند هیچ وقت بیماری ارثی نهفته آشکار نخواهد شد. ولی هرگاه دو فرد که هر دو حامل بیماری ارثی نهفته باشند با هم ازدواج کنند بیماری ارثی نهفته ی آنان در بعضی فرزندانشان واضح خواهد شد از این قرار : 1م م + 2م س + 1س س = م س × م س یعنی یک فرزند، سالم خواهد بود. ضمناً لازم است گفته شود که ظهور بیماری ارثی نهفته – در ازدواج بین اشخاصی که هیچ گونه خویشاوندی با هم ندارند- نیز ممکن است وقوع یابد. ولی این احتمال در ازدواج میان خویشاوندان، بسیار زیاد است.
یك همسر مناسب چه خصوصیاتی دارد؟
راهنمایی و مشاوره برای انتخاب همسر مناسب
برای آن كه معیارهای مناسبی برای انتخاب همسر در دست باشد ، به پاره ای از ویژگی های یك همسر شایسته اشاره می شود:
خصوصیات شوهر شایسته1- دیانت و تقوی:شوهری كه متدین و با تقوی باشد، حقوق همسرش را حفظ می كند و هیچ گاه در پی هوس های نامشروع نیست، به او احترام می گذارد و از هرگونه ستم احتراز ( دوری ) می كند.
امام باقر(ع) می فرمایند: ” شایستگی داماد در تقوا و دیانت و امانت او نهفته است؛ هر كس واجد این شرایط باشد درخواست وی را بپذیرید.”

حضرت رسول ( ص ) می فرمایند : هرگاه فردی به خواستگاری دخترتان آمد كه از نظر دین و اخلاق شما را راضی می كرد دخترتان را به ازدواج او در آورید.


بیان ، یكی از عوامل تشكیل دهنده شخصیت است. كسی كه در گفتار با كلمات توهین آمیز و فحش و ناسزا دیگران را بیازارد، عفت زبان ندارد. چنین فردی قبل از هر كس همسرش را مورد حمله قرار می دهد و در برابر هر چیزی كه مطابق میلش نباشد به ناسزاگویی می پردازد. بنابراین ، داشتن عفت زبان یكی از خصوصیات یك شوهر شایسته است.

فردی كه خِسّت و بخل را بر خود و دیگران روا دارد ، شوهر خوبی نخواهد بود. بخشش و فراهم كردن رفاه و توسعه دادن به زندگی خانواده از طریق مال حلال و دست و دل باز بودن، از خصوصیات یك شوهر خوب است. تهیه هدیه و كادو برای همسر از اعمالی است كه یك شوهر شایسته به مناسبت های مختلف انجام می دهد.

مردی كه نان خانه اش را كسی ندیده و درِ منزلش را به روی دوستان و اقوام ببندد، همسر خوبی نخواهد بود. این مرد باید بداند همسرش كه در خانه پدر و مادر بزرگ شده و با خویشاوندانش معاشرت و رفت و آمد داشته ، نمی تواند با آنان قطع رابطه كند. بنابراین مهمان نوازی و معاشرت با خویشاوندان از صفات یك شوهر خوب است.

همانطور كه شوهر متوقع است همسرش آراسته باشد ، خودش نیز باید به وضع ظاهرش برسد و از نظر لباس و نظافت دقت كافی بنماید. خیلی از مردان به وضع ظاهر خود توجه ندارند و همیشه مورد انتقاد و اعتراض همسر خود قرار می گیرند.

مرد باید از هرگونه پنهان كاری یا عدم صداقت با همسرش بری باشد؛ زن ، امین او و او ، امین زن باشد. در این صورت است كه زندگی ، سعادت و خوشبختی را به دنبال خواهد داشت.

از ویژگی هایی كه در شوهر اهمیت خاص دارد ، یكیوراثت و دیگریمحیط است كه اصالت خانوادگی هر دو را در بر دارد. بنابراین دختران باید در نظر داشته باشند فردی را به شوهری برگزینند كه از یك خانواده نجیب و خوشنام بوده و در یك محیط خانوادگی سالم بزرگ شده باشد.

یكی از ویژگی های شوهر شایسته ، داشتن هوش و ذكاوت كافی و تخصص است. چنین شوهری آموزش لازم برای اشتغال به كسب حلال را دیده؛ و هر اندازه علم و كمالش بیشتر، و هوش و درایتش زیادتر باشد ، شایسته تر خواهد بود.خلاصه می توان گفت كهزن باید از ازدواج با مردی كه دارای ضد ارزش های زیر است، خودداری كند.








خصوصیات زن شایسته

برای حفظ هر نظامی هماهنگی ضروری است. بنابراین چنانچه زن با شوهر هماهنگی نداشته باشد و از او تبعیت ننماید ، نظام خانواده به هم خواهد خورد. بدیهی است هماهنگی زن با شوهر در اموری است كه خارج از منطق و وظیفه نباشد ، و متقابلاً شوهر نیز باید در این هماهنگی، مقابله به مثل نماید.

یكی از انگیزه های مهم در ازدواج نیاز جنسی است كه ضرورت دارد طرفین در ارضای این نیاز اقدام كنند.3- زینت و آرایش برای شوهر :زن باید برای جلب توجه شوهر به نظافت و آرایش خود برسد و لباس آراسته بپوشد. انجام این امر به قدری مهم است كه در بعضی از موارد به از هم پاشیدگی اساس خانواده می انجامد. در اینجا لازم به یادآوری است كه هیچ شوهری از زنی كه برای دیگران خودآرایی و خودنمایی كند، خوشش نمی آید.

: زنان باید بدن خود را از نامحرم بپوشانند. یكی از عللی كه در غرب بنیان خانواده را سست كرده و از هم گسیخته ، خودنمایی زنان با بدن های عریان است. مردان ایرانی ،حتی افراد بی بند و بار و به اصطلاح متجدد، زنی را كه با اندام بدون پوشش و لباس های كوتاه و تنگ در برابر نامحرم ظاهر شود، برای همسری نمی پسندند.

زن باید از نظر فیزیكی سالم ، و از نظر زیبایی مورد پسند همسرش قرار گیرد. همسر زیبا و سالم با داشتن خصوصیات خلقی مناسب و سایر شایستگی ها، نعمتی است كه مافوق آن متصور نیست.6- اصالت خانوادگی : چونوراثت و تربیت اساس رفتار انسان را تشكیل می دهد ، بنابراین منظور از اصالت خانوادگی آن است كه دختر در خانواده ای مؤمن و با فرهنگ تربیت شده و از نظر وراثت نیز زمینه داشته باشد ؛ در این صورت متخلق به اخلاق حسنه خواهد بود.

زنی كه یك عمر با مردی مصاحبت دارد، باید باهوش و خردمند باشد. عقل و خرد از ویژگی های زن شایسته است.امیرالمومنین علی (ع) فرمود: از ازدواج با زنی كه كم خرد است خودداری كنید. زیرا مصاحبت او گرفتاری سختی است و فرزندان او ضایع و مهمل خواهند بود.در توضیح این مطلب باید گفت چون وراثت در میزان هوش مؤثر است بنابراین احتمال كم هوشی در كودكان با والدین كودن و كم هوش زیادتر است. وانگهی زن بی سواد یا كم سواد قادر به رفع نیازهای خانوادگی و به ویژه مسائل تربیتی فرزندان نخواهد بود.

همانطور كه دیانت و تقوی و حُسن خلق از معیارهای شوهر شایسته است، برای زن نیز از جمله حسنات و ضوابط شایستگی به شمار می رود.
بنابراین از ازدواج با زنی كه واجد ضد ارزش های زیر باشد، باید خودداری كرد:









مهمترین عوامل تهدید کننده پایداری خانواده

اکثر پژوهش های انجام شده در ایران درباره طلاق ، این حقیقت را منعکس کرده اند که دخالت دیگران مانند اقوام و آشنایان ، والدین زن یا شوهر موجب شعله ورشدن اختلافات زن و شوهر می گردد و در نهایت به طلاق و جدایی منجر می شود. زن یا شوهر به ویژه در اوایل زندگی مشترک توسط دیگران به طور ناشیانه راهنمایی و یا در برخی موارد تحریک می شوند. گاهی اوقات مادرشوهر یا پدرشوهر و مادرزن یا پدرزن علیرغم علاقه ، در زندگی مشترک فرزندانشان مزاحمت ها و آسیب هایی را به وجود می آورند. در استحکام و انحلال بنیاد خانواده ، عوامل متعدد دخالت دارند و هر یک از عوامل اثرات گوناگون آنی یا تأخیری برجا می گذارند . برای مثال مخالفت پدر و مادرِ زن یا شوهر با ازدواج به عمل آمده ، به عنوان عامل زمینه ساز ، ممکن است در درازمدت سلامت خانواده را تهدید کند و تأثیر خود را به شکل طلاق و جدایی ظاهر سازد. جدایی و طلاق در زمره ی حساس ترین ، پیچیده ترین و محرمانه ترین حوادث زندگی انسان محسوب می شود و باید به عنوان یک پدیده چند عاملی مورد بررسی قرار گیرد.

زندگی زناشویی بر پایه اشتراک بنا شده است . از این رو به کار بردن عبارت هایی از قبیل «مال من» ، «جهیزیه من» ، «مال تو» و نظایر آن پایه اشتراک را متزلزل و به تفرقه و جدایی تبدیل می کند. زن و شوهر جوان ، آگاه ، و بصیر روی این عبارت ها خط بطلان می کشند و آنها را به « مال ما »، « مسئله ما » و « مشکل ما» تبدیل می کنند.
پیوند هایی که بر پایه انگیزه های مادی و ثروث زن یا شوهر پی ریزی شده، پس از مدتی از هم می گسلد و بنیاد خانواده را متلاشی می کند. قدیمی ها جمله زیبایی را می گفتند که : «آدم نان خالی بخورد، اما دلش خوش باشد.» این جمله بیانگر آن است که نیازهای مادی انسان در حد متوسط تأمین شود، اما نیازهای روانی باید در حد بالا مورد توجه قرارگیرد.
انسان ها نیازهای مادی دارند که باید در حد متعادل ارضاء شود، اما مسائل مادی نباید همه ی امور را تحت الشعاع قرار دهد. زندگی زناشویی نشیب و فراز دارد و زن و شوهر باید با رعایت صرفه جویی، قناعت و عدم تجمل گرایی مسائل اقتصادی زندگی مشترک خود را تنظیم و اداره کنند. گاهی اوقات مسائل مالی و اقتصادی بهانه هستند و زمانی که از زن یا شوهر سؤال می شود که چرا با یکدیگر سازش ندارید، به این گونه مسائل اشاره می نمایند و در نهایت «عدم توافق» و «عدم تفاهم» را عامل اصلی طلاق و جدایی معرفی می کنند. بدیهی است که این عامل کلی و مبهم ( عدم توافق ) نمی تواند ما را به سوی شناخت عواملی که سلامت خانواده را تهدید می کنند، هدایت کند.

گاه فرهنگ زن یا مرد به لحاظ عدم تناسب یا تضاد، سلامت خانواده را تهدید می کند. برای مثال ناهماهنگی فرهنگی و طبقاتی زن و شوهر ( مانند فرهنگ شهری در مقابل فرهنگ روستایی ) گاهی باعث تهدید بنیاد خانواده می شود.
متأسفانه بعضی افراد به تعهدات اخلاقی و ارزش های حاکم مقید نیستند و این مسئله موجب می شود زن و شوهر در ظاهر زیر یک سقف با یکد یگر زندگی کنند، اما روح آنها از همدیگر فاصله داشته باشد. در این وضعیت زن یا شوهر با « منم منم» گفتن !! و تفاخر به اصل و نسب خود، سعی می کند همسر خود را سرزنش و تحقیر کند. بدیهی است در چنین خانواده ای احساس حقارت هر یک از زوجین موجب می شود فضای روانی و عاطفی نامساعدی به وجود آید و زوجین از یکدیگر متنفر شوند.

عامل دیگری که سبب آسیب زایی خانواده می شود تنوع طلبی ، هوسرانی و ازدواج مجدد زن یا شوهر است . شوهر یا زن به فرمان احساسات خود ، با زن یا مرد دیگری ارتباط نزدیک برقرار می کند و رابطه خود با همسر قبلی را سست می نماید . در این شرایط عواملی از قبیل زیبایی و یا ثروت طرف مقابل موجب گرایش به روابطی خارج از چهارچوب خانواده یا بر قراری روابط پنهانی می شود. این وضعیت موجب می شود روابط زن و شوهر مخدوش گردد، بنیاد خانواده سست شود و سرنوشت فرزندان به خطر افتد.

مهمترین عامل آسیب پذیری خانواده ، بروز سوء تفاهم ها و سوء ارتباطات است. بنابراین هر یک از زن و شوهر به سهم خود مسئولیت دارند که از به وجود آمدن سوء تفاهم ها و سوء ارتباطات پیشگیری کنند و در اولین فرصت ممکن به حل و فصل آنها بپردازند. زیرا سوء تفاهم ها و سوء ارتباطات به صورت یک فرایند مخرب و پیش رونده عمل می کنند. گاهی یک سوء تفاهم ساده در صورت مرتفع نشدن همچون یک گلوله برفی کوچک که به تدریج به یک بهمن بزرگ تبدیل می شود ، بنیان زندگی زناشویی را از بیخ و بُن بر می کند و متلاشی می سازد.

انتقام گیری، بهانه گیری و عیب جویی از مهمترین عوامل آسیب زایی خانواده و روابط زن و شوهر به شمار می آیند . طرح مکرر « دلخوری ها » ، نقاط ضعف و نارسایی ها ، ساختمان روابط زناشویی را تهدید و تخریب می کند. بنابراین در مواقع اختلاف و خطا سعی کنید همسرتان را عفو کنید ؛ نقاط مثبت او را ببینید و «کهنه قباله ها» را زنده نکنید ! همچنین سعی کنید به قول معروف از «کاه» ، «کوه» نسازید و با دیده اغماض به رفتار و گفتار یکدیگر نگاه کنید . راستی زن و شوهری که قصد آزار و اذیت یکدیگر را دارند، کانون خانواده را در چه وضعیتی قرار می دهند؟

خانواده ، کانون محبت ، آزادی ، تفاهم و مشورت است. هرگاه روش شوهر یا زن در زندگی مشترک ، سلطه جویی و سلطه گری باشد و هرکدام بخواهند نظرات خود را به اعضای خانواده تحمیل کنند، فضای خانواده به یک فضای استبدادی و نامطلوب تبدیل می شود. در چنین فضایی شوهر یا زن مرتب به دیگران دستور می دهند، امر و نهی می کنند و هنگام بروز یک رفتار نامطلوب ، اعضای خانواده را تهدید می کنند و یا اجازه صحبت به دیگران نمی دهند . این وضعیت سلامت خانواده را به خطر می اندازد و اعضای خانواده احساس حقارت می کنند. نتیجه این وضع ، سرکشی ، نافرمانی و لجاجت در رفتار اعضای خانواده خواهد بود. در چنین خانواده ای مشارکت و مشاورت معنا ندارد و شوهر یا زن تنها تصمیم گیرنده و همه کاره است . در هر صورت « مرد سالاری» یا « زن سالاری» بنیان خانواده را متزلزل می کند و موجب بروز ستیزه های خانوادگی می شود.
مواردی كه در زندگی زوجین سبب اختلاف می شود
ب: ویژگی های فردی كه در امر زناشویی نقش منفی دارد.

در این مورد سه حالت اتفاق می افتد؛ نخست وضعیتی كه زن و مرد هر دو خسیس هستند كه در این حالت مشكل روانی ندارند؛ ولی زندگی مرفهی نخواهند داشت. دو حالت دیگر آن است كه زن یا خسیس باشند. در این دو حالت زندگی هم از نظر روانی و هم از نظر رفاهی برای دو طرف شرایط سختی خواهد داشت.







معمولاً كسانی كه خود كم بین هستند، گرفتار عقده حقارت اند، و خود را كمتر، بی مقدارتر و زبون تر از دیگران احساس می كنند؛ افرادی كه دچار خود بزرگ بینی هستند ؛ مبتلا به تكبر ، نخوت ، خودستایی و جاه طلبی اند ؛ چنین افرادی سعی می كنند با تحقیر دیگران ، بزرگ نمایی كنند. زن یا شوهری كه بخواهد همسر خود را تحقیر كند، و خود را بالاتر احساس كند و خوبی های خود را به رخ دیگری بكشد ، با دست خود تیشه به ریشه زندگی زناشویی خویش می زند.

وجوهی از اختلاف های زناشویی
تفاوت هایی فردی یك اصل مسلّم غیر قابل انكار است كه برای نظام اجتماع و طبیعت ضروری است. به پیروی از این اصل طبیعی، بین زن و شوهر اختلاف وجود دارد و تا زمانی كه این اختلاف ها فاصله زیادی نداشتهباشد و با گذشت و چشم پوشی همآهنگ شود، مشكلی را ایجاد نمی كند.مواردی از اختلاف هایی كه ممكن است، منجر به ناهمنوایی و ناسازگاری شود، عبارت است از:






در قسمت بعد به بررسی رفتارهای اختلاف انگیز زوجین و واكنش های دفاعی هر یك در برابر آنها می پردازیم.
البته همانطور كه در ابتدا ذكر شد گاهی بعضی از اخلاق و رفتارهای غلط آدمی بر اثر عدم آگاهی است كه اگر نسبت به آن مسائل آگاهی و شناخت پیدا كند دیگر آن رفتارهای غلط را تكرار نمی كند. ضمناً فرد وقتی قادر است چنین تغییراتی در خود بدهد كه نیاز به تغییر را احساس كرده باشد. پس نباید فراموش كرد كه باید كسی را برای زندگی انتخاب كرد كه دور از عنوان های اجتماعی و تیپ ظاهر ، از نظر عقیدتی اشتراك زیادی با شما داشته باشد.
توصیه هایی برای رسیدن به رابطه مؤثر با همسر خود
ازدواج موفق ، سرچشمه و اساس یك زندگی سالم فردی و اجتماعی است. چنانچه ازدواج با موفقیت همراه باشد نه فقط زوجین بلكه فرزندان خانواده نیز از سلامت روانی برخوردار می گردند و حالاتی نظیر احساس امنیت و آرامش ، دوستی و صمیمیت متقابل ، امیدواری به زندگی ، و شعف در آنان به وجود می آید. رابطه زناشویی می تواند دستمایه شادی ، و در غیر این صورت منبع بزرگ رنج و تألم باشد .اما عوامل موفقیت و روابط صمیمانه كدامند؟ بعضی ها می گویند موفقیت ازدواج بستگی به این دارد كه تا چه اندازه به عشق متعهد باشید. جمعی دیگر موفقیت روابط صمیمانه را به بخت و اقبال نسبت می دهند و این كه بتوانید شخص مناسب خود را پیدا كنید، كسی كه با او همخوانی داشته باشید. جمعی دیگر هم به شور و اشتیاق و به وجود علایق و یا ارزش های مشترك اشاره می كنند .
بعد از بررسی صدها رابطه به این نتیجه می رسیم، كسانی در روابط صمیمانه خود موفق می شوند كه از مهارت های ویژه ای برخوردارند. این بررسی نشان می دهد كه روابط پایا و پُر دوام را زوج هایی تحقق می بخشند كه با مهارت های میان فردی آشنایی دارند: گوش دادن، ارتباط روشن، مذاكره ، برخورد مؤثر با خشم و….
شما هم می توانید با خواندن و تمرین كردن مهارت های جدید را بیاموزید . تغییر دادن بخت و اقبال یا احساس شور و اشتیاق به این سادگی میسر نیست.
مهارت های ارتباط مؤثر
گوش دادن واقعی به همسر دشوار است ، اما خود را به نشنیدن زدن ، جواب از قبل حاضر و آماده داشتن ، به نشانه های خطر توجه كردن ، جمع آوری دلیل و مدرك برای اثبات ادعای خویش ، داوری كردن و نظایر آن كار به مراتب ساده تری است. ولی گوش دادن مهمترین مهارت ارتباطی است كه می تواند صمیمیت را به وجود آورد و آن را حفظ نماید. وقتی خوب گوش می دهید همسرتان را بهتر درك می كنید ، با او هماهنگ می شوید ، از روابط خود بیشتر لذت می برید و بی آن كه مجبور به ذهن خوانی باشید می فهمید كه همسرتان چرا چنین می گوید و چنین می كند. و با چشمان همسرتان به مسائل نگاه می كنید. در ضمن گوش دادن ، نشانگر مهر و محبت شما نسبت به همسرتان است.
گوش دادن مؤثر صرفاً به سكوت كردن و شنیدن حرف های همسر خلاصه نمی شود . گوش دادن واقعی به قصد و نیّت شما بستگی دارد. اگر نیت شما فهمیدن، لذت بردن، آموختن و یا كمك كردن به همسرتان است ، در این صورت به واقع گوش می دهید.
وقتی همسرتان موضوع مهمی را با شما در میان می گذارد باید به زبان خود و به طور خلاصه ، درك و برداشت خود را از گفته های او بیان كنید. این مهم ترین بخش خوب گوش دادن است .
خلاصه كردن حرف های طرف صحبت به زبان خود معمولاً به شفاف شدن منظور گوینده و درك مطلب منتهی می شود. بعد از خلاصه كردن مطلب و طرح سؤال به منظور روشن نمودن هر چه بیشتر موضوع ، نوبت به باز خورد می رسد. به عبارت دیگر واكنش خودتان را نشان می دهید . در این مرحله باید بی آن كه داوری كنید ، به آرامی افكار ، اندیشه ، احساسات ، نقطه نظرها و خواسته های خود و موارد دیگر را مطرح سازید . برداشت درونی خود را با همسرتان در میان بگذارید. باید مراقب باشید تا اسیر موانع سر راه ارتباط مؤثر نشوید.
بازخورد سه عمل مهم انجام می دهد . نخست وقتی برداشت خود را با همسرتان در میان می گذارید، درستی آن را محك می زنید . در این زمان اگر برداشت شما از حرف او اشتباه باشد در مقام اصلاح حرف شما برمی آید. دوم، بازخورد به همسر شما كمك می كند
تا در زمینه درستی و تأثیر ارتباط خود اطلاعاتی به دست آورد. سوم، همسرشما با برداشت های جدید شما آشنا می شود.
حالا جای خود را با همسرتان تغییر دهید. كسی كه تاكنون حرف می زده ، تبدیل به شنونده می شود و شنونده قبلی حالا حرف می زند. این برنامه آن قدر ادامه پیدا می كند تا مطلب به خوبی ایراد و درك شود .
همدلی به شما كمك می كند تا مواضع همسرتان را بهتر درك كنید. برای رسیدن به همدلی بیشتر به این نكته توجه بفرمائید كه هر دوی شما می خواهید در زمینه های فیزیكی و احساسی در شرایط بهتری قرار داشته باشید.
ارتباط مؤثر از عزت نفس حمایت می كند و فضای مناسبی برای حل و فصل مسائل به وجود می آورد. در ارتباط مؤثر ، طرفین درباره تأثیر حرفشان قبول مسئولیت می كنند. ارتباط مؤثر زمانی برقرار می شود كه صداقت حاكم باشد و طرفین از گفتن دروغ اجتناب كنند. ارتباط مؤثر زمانی برقرار می شود كه تمام مطلب را به شكلی كه وجود دارد بگویید و از ذكر برخی از حقایق درباره مطلب خودداری نورزید. از همه اینها مهم تر لازمه ایجاد ارتباط مؤثر رفتار حمایتگرانه است ،
باید به جای رفتار انفعالی و فاصله گرفتن ، نزدیك شدن و درك كردن را انتخاب كنید.
نه توصیه برای رسیدن به ارتباط مؤثر









چگونه رابطه میان خود و همسرمان را استحكام بخشیم؟
ما در اینجا تعدادی روش مفید را برای تقویت و بهبود روابط میان همسران پیشنهاد می كنیم . البته باید دانست كه حتماً نباید همه آنها را با هم و در یك زمان به كار برد.
شما می توانید با توجه به ویژگی های خود و همسرتان موارد مناسب را انتخاب كرده و در مواقع لزوم به كار برید:








مسئله دیگری كه پس از گذشت چند سال در زندگی های زناشویی رخ می دهد این است كه افراد اغلب با تعجب به احساسات شورانگیز خود در روزهای اول ازدواج می نگرند و با خود می گویند چرا اینقدر زود ازدواج كردم ، یا این كه آیا این فرد همان كسی است كه من می خواستم؟
البته این بدان معنا نیست كه آنها دیگر همسرشان را دوست نمی دارند، بلكه بدان معناست كه دچار نوعی روزمرگی شده اند. در چنین حالاتی فرد مثل یك قطار مسیری را دائم طی می كند و دیگر هیچ چیز این مسیر برایش تازگی و جذابیت ندارد. متأسفانه با بروز چنین احساساتی افراد اغلب حس می كنند كه دیگر چیز تازه ای برای هم ندارند و به بن بست رسیده اند. ولی باید دانست كه در این مواقع فقط زندگی زناشویی به نوعی به خواب رفته است و تنها كاری كه باید بكنید این است كه بیدارش كنید. هر صبح پس از برخواستن از خواب كمی فكر كنید و بیندیشید كه چه كاری می توانید بكنید تا همسرتان زندگی بهتری داشته باشد. سعی كنید در روز حداقل یك كار كه سبب رضایت او است انجام دهید. رفته رفته این كار به نوعی عادت تبدیل می شود و به این ترتیب همواره همسر شما جزء اولین مسائلی می شود كه ذهنتان را به خود مشغول می سازد.
متأسفانه امروزه كانونهای خانوادگی زیادی ، تنها به دلیل همین مسئله عادی شدن روابط و رسیدن به نوعی روزمرگی از هم پاشیده می شوند. زن و شوهر باید قدر زندگی زناشویی خود را بدانند. باید توجه كنید كه زندگی قرار نیست همیشه بر وفق مراد شما باشد. روزهای خوب و بد همیشه وجود دارند و این حقیقت زندگی است. پس سعی كنید به هنگام بروز نارضایتی ها در زندگی صبر را پیشه خود سازید و كوچكترین بهانه ای را برای دعوا قرار ندهید. سعی كنید همراه با هم روزهای سخت زندگی را تحمل كنید و همچون روزهای شیرین، در سختی ها نیز با هم باشید. به خاطر داشته باشید كه شما ازدواج كرده اید كه یك تن شوید و همه چیزتان با هم مشترك شود. نه این كه تبدیل به رقبایی شوید كه همواره در حال حسادت و نیش و كنایه زدن به یكدیگر هستند. همانطور كه از همسرتان توقع دارید بعضی از كارها را بكند یا نكند ، به او نیز اجازه دهید همین توقع را از شما داشته باشد. ولی توقعات بی جا از همسرتان نداشته باشید. زن و شوهر حتی می توانند در میان جمع بدون بیان كلمه ای ، با اشاره و طرز نگاه یكدیگر را تشویق و حمایت كنند و به این ترتیب به او بفهمانند كه علیرغم تمام مشكلات و اختلافات او را دوست دارند و دركش می كنند. تا جایی كه می توانید از یكدیگر انتقاد نكنید. البته راهنمایی و گوشزد كردن ایرادات طرف مقابل با انتقادات بیجا فرق می كند. انتقاد مستقیم اغلب سبب رنجیدگی خاطر طرف مقابل می شود، بهتر است نكات مورد نظرمان را در لفافه و به صورتی كاملاً غیر مستقیم به همسرمان بگوییم . چرا كه شرط اول زندگی مشترك ، پذیرفتن بدون قید و شرط یكدیگر است. حتماً نسبت به هم اعتماد داشته باشید. در غیر این صورت عشق و علاقه واقعی میانتان شكل نخواهد گرفت. همیشه و تحت هر شرایطی برای كمك به همسرتان آماده باشید. مگر قرار نیست شما بهترین دوست او باشید؟ پس توجه به او و نیازهایش و درك شرایط او را در اولویت كارهای خود قرار دهید.
چه كنیم تا ازدواجمان توأم با عشقی ماندگار باشد
- تغییر و رشد
اگر مدبرانه رفتار نكنید و اگر در زندگی خود تغییرات لازم را اعمال نكنید، زندگی زناشویی شما احتمالاً خسته كننده می شود. شاداب بودن و مبتكرانه رفتار كردن، به زن و شوهر درازدواج كمك فراوان می كند. گوش دادن پیاپی به یك نوار موسیقی تولید كسالت می كند. به همین شكل اگر زن و شوهر خواهان زندگی زناشویی با طراوت هستند باید رشد و تغییر كنند.
درست همان طور كه رشد جسمانی برای فرزندان ما امری مسلم است باید پیوسته در زمینه های عاطفی ، احساسی ، ذهنی و معنوی نیز رشد كنیم . باید مراقب باشیم كه بیش از اندازه از خود گذشت نكنیم . وقتی روابط زناشویی امكان رشد را فراهم نسازد، آن پیمان كم رنگ می شود.
دوست داشتن همسر بدین معنا نیست كه لزوماً همه ی دقایق زندگی خود را با هم باشید. این نیزمی تواند از شور و شوق زندگی بكاهد. داشتن دوستان و فعالیت های مناسب وسیله ای است تا شادابی بیشتری به زندگی زناشویی خود بدهید. معاشرت داشتن با زوج های دیگر نیز وسیله ی مناسبی است كه به زندگی شما طراوت بیشتری می دهد.
ارتباط مناسب
اگر زن نتواند با خیال راحت احساساتش را با همسرش در میان بگذارد، به جایی می رسد كه حرفی برای گفتن نخواهد داشت. اگر شوهر زمینه ای تدارك ببیند كه همسرش بتواند به دور از هر گونه نگرانی احساساتش را با او در میان بگذارد، بر نشاط زندگی زناشویی خود می افزاید . به مرور زمان زن می تواند اگر شوهرش شنونده خوبی باشد، همچنان به او مهربورزد و به او اطمینان كند.
مردها ازشنیدن جزئیات وقایع روزانه زن ها كسل می شوند . آنها به نتیجه ی كار علاقه ای بیشتری دارند. وقتی شوهر گوش دادن پویا را می آموزد، دیگر شنیدن و سهیم شدن در احساسات همسرش برای او ملا ل انگیز نخواهد بود. با برقراری ارتباط مناسب ، زن به رشد خود ادامه می دهد.
قدردانی فراوان
وقتی شوهر در زندگی خود، احساس قدردانی نمی كند ، از رشد باز می ایستد. بی آن كه دلیلش را بداند. وقتی به خانه بر می گردد رفتاری انفعالی به نمایش می گذارد. از انجام كارهای ابتكاری فاصله می گیرد. زندگی او یكنواخت و بی انعطاف می شود.
ایجاد تغییر
برنامه ریزی موقعیت ها و برنامه های خاص از اهمیت ویژه ای برخوردار است . مردها باید بدانند كه كار همسرشان درمنزل معمولاً به اندازه ای است كه فرصت تدارك كارهای فوق برنامه را از آنها می گیرد. در این شرایط وظیفه شوهر است كه برنامه هایی برای تنوع بخشیدن به زندگی خانوادگی اش تدارك ببیند.
جشن گرفتن به مناسبت های ویژه ، شركت در مهمانی و دادن هدیه ، گذشت ایام را طراوت می بخشد. اینها به ویژه برای زن ها مهم هستند و آنها به این قبیل اقدامات شوهرشان بهای فراوان می دهند. این كه شوهر روز تولد همسرش ، روز سالگرد ازدواجشان و سایر مناسبت ها را به خاطر داشته باشد، برای زن معنای فراوان دارد. انجام یك كار به خصوص در این روزها، زن را از انجام كارهای روزانه و تكراری نجات می دهد و او به این نتیجه می رسد كه مورد مهر و محبت همسرش قرار دارد.
یكی از عوامل فرو نشاندن مهر و عشق در خانواده ، یكنواخت بودن و یكنواخت زندگی كردن است . حتی اگر از زندگی یكنواخت خود لذت می برید، گاه لازم است كه كاری جدید و بر خلاف همیشه صورت دهید.
و سرانجام ، برای حفظ شور و نشاط در زندگی زناشویی ، زن و شوهر باید در عشق رشد كنند . با هم زندگی كردن ، با هم خندیدن ، با هم گریستن و با هم آموختن به زن و شوهر امكان می دهد كه یكدیگر را بیش از پیش دوست بدارند و مهر و محبت میانشان فزونی بگیرد.
.

وَ مِن ءَاَیتِهِ أَن خَلَقَ لَكُم مِّن أَنفُسِكُم أَزوَجَاَ لّـِتـَسكُنُوا إِلَیهَا وَ جَعَلَ بَینَكُم مَّوَدَّةَ وَ رَحمَةً إِنَّ فِی ذَلِكَ لَأَیتٍِِِِ لِّقَومٍ َیتَفَكَّرُونَ
و از نشانه های او ( خدا ) این كه از [ نوع ] خودتان همسرانی برای شما آفرید تا بدانها آرام گیرید ، و میانتان دوستی و رحمت نهاد . آری ، در این ( نعمت ) برای مردمی كه می اندیشند قطعاً نشانه هایی است.
( سوره روم آیه 21 )
طبیعی ترین شكل خانواده ، این است كه هیچ عاملی جز مرگ نتواند پیوند زناشویی را بگسلد و میان زن و شوهر جدایی بیفكند . كوشش مصلحان جامعه – مخصوصاً پیامبران خدا – این بوده است كه نظام خانواده ، یك نظام مستحكم و پایدار باشد و هیچ عاملی نتواند این كانون سعادت را متلاشی گرداند . به هر حال خانواده ی خوشبخت نشانه هایی دارد كه ما دراینجا به چند نمونه ی آن اشاره می كنیم . امید است كه خانواده ی شما نیز برخوردار از این نشانه ها باشد.
























اختلاف رفتاری دو جنس
زنان و مردان در رفتار تفاوت های زیادی دارند . مثلاً وقتی یك زن می خواهد سر صحبت را با همسرش باز كند از موضوعهای كاملاً متفاوتی آغاز می كند،در حالی كه مردان زمانی كه صحبت می كنند می خواهند افكار و اطلاعاتی را بیان كنند .
برای مردان ارتباط برقرار كردن یعنی تبادل اطلاعات، در حالی كه برای زناناین امر به معنی سهیم شدن ، سهیم كردن و صمیمیت و لذت بردن است . هدف زنان از مكالمه این است كه احساسِ حمایت كنند و تا جایی پیش بروند كه خودشان را بفهمانند و دیگران را بفهمند . مردان به دنبال صحبت های سریع و ترجیحاً جالب و بامزه و از همه مهمتر علمی و مفید هستند .آنها به ندرت” حرف زدن برای حرف زدن” را دوست دارند .در حالی كه زنان دوست دارند از احساسات و علائقشان سخن بگویند.
زنان بدانند
كه مردان چگونه ارتباط برقرار می كنند و مخصوصاً بدانند كه آنها چگونه ارتباط كلامی ایجاد می كنند .
به مردان كمك كنند تا آنچه را كه در درونشان می گذرد،بهتر و بیشتر با آنان در میان بگذارند . زن عادی ، در مقایسه با مرد عادی در ایجاد ارتباط كلامی استاد است،مخصوصاً زمانی كه ابراز احساسات در میان باشد.
مردان بدانند
به شیوه ارتباط برقرار كردن خود و همسرشان توجه كنند . آنان باید بدانند كه بین شیوه ارتباط برقرار كردن آنها و همسرشان تفاوت بسیار زیادی وجود دارد .
با این شناخت آنان می توانند از خود رفع اتهام كنند و نگرش های دفاعی خود را درباره زنان كنار بگذارند و آنها را متهم نكنند كه به طور دائم انتقاد می كنند و نق می زنند . مردان احتمالاً می توانند متوجه شوند كه زنان از بیان كردن حالت های روحی خود لذت می برند . زنان این كار را به منظور انتقاد از مردان انجام نمی دهند بلكه بیشتر برای بهبود رابطه و نزدیكتر كردن خود به همسرشان و احساسِ داشتن یار و همراه انجام می دهند . برای زنان بیان كردن حالت های روحی ، حتی احساسات منفی ، نوعی اثباتعلاقه است.
تفاوت های روانی زنان و مردان
از دهه 1950 به این طرف ، روانشناسی جدید خواسته است از تفاوت های زن و مرد بكاهد؛زیرا این تفاوت ها در گذشته ، اغلب برای مطیع كردن و به خدمت گرفتن زنان به كار رفته است . طبق آمار سازمان بهداشت جهانی در مورد 61 جامعه،تقریباً 50 درصد زوجها طلاق می گیرند یا می خواهند طلاق بگیرند و این اتفاق معمولاً در سال چهارم یا پنجم زندگی مشترك آنها رخ می دهد . درصد ازدیاد طلاق بین سال های 1960 و 1990 به 300 درصد می رسد .

اعتقاد به این كه تفاوت های ژنتیكی ، غددی ، هورمونی ، اندامی و … نمی توانند روی روان و رفتار زنان و مردان اثر بگذارند ، كاملاً غلط و ضد علمی است.اگر روان شناسی تفاوت های دو جنس در قرن 19 این اشتباه را مرتكب شد كه مرد را به عنوان جنس برتر شناخت تا بتواند زن را پایین بیاورد و او را فقط به نقش های معمولی بارداری ، تربیت فرزندان و تغذیه محدود كند ، این باور نیز می تواند كاملاً اشتباه و خطرناك باشد كه زن و مرد مشابه هستند . زن و مرد در حقیقت انسانند ،اما متفاوت . در كتاب ،” كشف كردن تفاوت هایمان” ، اثر ژورتانبنوم ، گفته شده استكه برای درك واقعیت چهار روش وجود دارد : فیزیكی ، احساسی ، عقلانی و روحانی. زنان به راحتی می توانند از یك روش به روش دیگر بروند اما مردان با روش فیزیكی و عقلانی راحت ترند . به عنوان مثال مردی كه غمگین یا شاد است این حالت ها را با رفتار ( فیزیكی ) خود نشان می دهد.به عبارت دیگر مرد به عمل،ارجحیت می دهد . زن غم را احساس می كند و حتی می تواند بی دلیل احساساتی شود،ولی درك این موضوع برای مر بسیار سخت است . زن به رابطه خود و محیط،بیشترین ارجحیت را می دهد .
برای مرد، هیجان بیانگر یك مشكل یا تعارض است؛پس به دنبال این هیجان می رود تا آن را از بین ببرد و آرامش روحیاش را دوباره به دست بیاورد . برای زن هیجان به صورت بهانه برای ایجاد ارتباط در می آید . زن می خواهد هیجان خود را بیان كند،آن را با دیگران تقسیم كند و در مقابل ، هیجانهای دیگران را به دست آورد . وقتی زن هیجان خود را برای شوهرش تعریف می كند شوهر به طور خودكار فكر می كند كه خودش قسمتی از مشكل است،او دلیل یا یكی از دلایلی است كه این هیجان را به وجود آورده است .
بنابراین اغلب به حالت دفاعی ،واكنش نشان می دهد . شوهر برای آن كه به زنش كمك كند تا هیجان او از بین برود،به جستجو و پیدا كردن راه حلی برای مشكل می گردد . این كار موجب می شود كه زن فكر كند مرد می خواهد عیب او را جبران كند یا می خواهد همیشه حرف آخر را بزند؛زیرا مرد هیجان خود را به شیوه عقلانی و اندیشمندانه بیان می كند ،برای همیناحساس می كند كه مورد حمله قرار گرفته،و زن احساس می كند كه درك نشده است .
یك متخصص در زبان شناسی اجتماعی برای درك این كه چرا مردان و زنان در ارتباط برقرار كردن اینقدر مشكل دارند،به تحلیل روش های مكالمه و گفتگو بین زنان و مردان پرداخته است. او نشان داده كه مردان به اندازه زنان حرف می زنند اما آنها در همان شرایط از همان موضوعها و برای همان هدف ها حرف نمی زنند . زنان برای ایجاد ارتباط و بیان حالت های روحی خود از زبان ارتباطیو صمیمانه ، استفاده می كنند . مردان از زبان برای انتقال اطلاعات و دریافت آن بهره می گیرند . برای مرد ، زبانِ عملكرد ابزاری دارد و برای حفظ استقلال به كار می رود . مردان از واقعیت های عینی و خارجی حرف می زنند ، در حالی كهزناز زندگی خصوصی خود برای استراحت و تجدید قوا در سكوت بهره می گیرند .
مرد در جمع بیشتر حرف می زند ، مرد سخنرانی می كند و زن تظاهر می كند كه گوش می دهد؛ زیرا برای زن زندگی خصوصی اهمیت دارد و نه موقعیت اجتماعی . به علاوه مردان تنها زمانی در جمع صحبت می كنند كه هر بار فقط یك نفر حرف بزند در حالی كه زنان وقتی بیشتر از یك صدا شنیده می شود ، راحت تر حرف می زنند . هنگام حرف زدن،زنان معمولاً به دنبال تأیید شدن هستند ، در حالی كه مردان قدرت طلبی می كنند. زنان برای ارتباط برقرار كردن ، ناراحتی ها یا نگرانی های كوچك خود را تعریف می كنند ، مرد بیان ناراحتی ها یا نگرانی ها را به حساب سرزنش یا انتقاد از خود می گذارد .
با درنظر گرفتن این موضوع كه بین زنها و مردان تفاوت های زیادی وجود دارد(كه این تفاوت ها مكمل یكدیگرند).
مردان می خواهند كه زنان، كمتر حرف بزنند ، فعالیت های بدنی بیشتری داشته باشند،كمتر رمانتیك باشند، كمتر فكر خود را به دیگران مشغول كنند، به كارشان بیشتر مشغول باشند، بیشتر منطقی باشند، بیشتر در خانه بمانند، كمتر حساس باشند، خوش قول تر باشندو زودتر حاضر شوند .
زنان می خواهند كه مردان، بیشتر حرف بزنند، بیشتر عاطفی باشند، فعالیت های بدنی كمتری داشته باشند، بیشتر رمانتیك باشند،وقت خود را كمتر به كار و بیشتر برای خانواده صرف كنند، كمتر حسابگر باشند، بیشتر به بیرون از خانه بروند و همدردی بیشتری نشان دهند، كمتر عجله داشته باشندو به سلامت خود بیشتر برسند .
با مقایسه یك به یك خواسته های زنان و مردان به نظر می رسدشاهد یك صف آرایی برای نبرد هستیم . نبردی كه در آن هر كسی ادعا می كند طرف مقابلاو را دوست ندارد؛هر كس ، ادراك خود را به عنوان هنجار معرفی می كند كه باید دنبال شود.هر دو طرف خیال می كنند كه مسئله ، مسئله عشق یا اراده است اما نمی دانند كه تفاوت های ذاتی باعث به وجود آمدن این تفاوت ها می شود و دشواری ها را به وجود میآورد .
باید تفاوت های زنان و مردان را شناخت و به آنها اهمیت داد نه این كه برای” هنجارسازی” جنس مخالف به كار گرفت . با این كار یكی دیگری را متهم نخواهد كرد كه صداقت ندارد یا نمی تواند ارتباط برقرار كند .
زندگي زن و شوهراز لحاظ روابط احساسي
در معماری زندگی مشترک آشنایی آغاز ، شناخت پیشرفت ، و ازدواج کامیابی محسوب می‌شود ، اما با هم خوشبخت بودن و احساس رضایت از یکدیگر هدف نهایی زوجین در ازدواج موفق است که برای دستیابی به این هدف ارزشمند ، باید نیازهای عاطفی و مهم تر از آن تفاوت‌های فردی یکدیگر را بشناسیم و به آنها احترام بگذاریم.
گرچه اکثر ما نیازهای خود را به طور کامل می‌دانیم، ولی متأسفانه اغلب گمان می‌کنیم دیگران، به خصوص همسرمان نیز همین نیازها را دارد و از او انتظار داریم آنچه را که ما می‌پسندیم، بپسندد و آن گونه که ما فکر می‌کنیم، بیندیشد.
به اعتقاد روان شناسان، همه افراد به لحاظ شخصیتی یک سری تفاوت‌هایی با یکدیگر دارند که برخی از این تفاوت‌ها به دلیل جنسیت افراد می‌باشد اما این مسأله به معنای فاصله انداختن و جدا کردن نیست، بلکه در سایه با هم بودن می‌توانند ما را به کمال و آسایش برسانند. البته مشروط بر آن که آنها را بشناسیم تا درصدد رشد و تکامل یکدیگر برآییم.
فرصت‌ِهای شیرینی که نباید از دست داد
گرچه اکثر ما نیازهای خود را به طور کامل می‌دانیم، ولی متأسفانه اغلب گمان می‌کنیم دیگران، به خصوص همسرمان نیز همین نیازها را دارد و از او انتظار داریم آنچه را که ما می‌پسندیم، بپسندد و آن گونه که ما فکر می‌کنیم، بیندیشد.
در این میان خیلی از ما تصور می‌کنیم اگر همسرمان دوستمان دارد ، باید به همان گونه که ما با او رفتار می‌کنیم، با ما رفتار کند ، ولی این را نمی‌دانیم که چنین طرز تفکری موجب می‌شود تا فرصت‌های شیرینی که می‌توانیم در صورت با هم بودن خلق کنیم را از دست بدهیم، زیرا نمی‌دانیم با وجود شباهت‌های موجود ، تفاوت‌هایی از نظر جنسیتی با هم داریم. پس بهتر است در مورد این تفاوت ها و نیازهای مرتبط با آن به طور واضح و روشن صحبت کنیم تا در سایه شناخت آنها به رضایت خاطر و آسودگی خیال برسیم.
زن خواهان احترام است و مرد طالب تشکر
وقتی مرد به گونه ای با همسرش رفتار کند که خانم مطمئن شود شوهر حقوق، خواسته‌ها و نیازهای او را در اولویت قرار داده و به او احترام گذاشته است، او نیز نشان می‌دهد که از رفتار و تلاش همسرش راضی است. در نتیجه مرد حس می‌کند که همسرش قدردان زحمت‌ها و تلاش‌های اوست و چون مورد تقدیر و تشکر قرار می‌گیرد ، راسخ تر می‌شود تا بر تلاش خود در زندگی بیفزاید و انگیزه پیدا می کند تا بیشتر به همسرش احترام بگذارد. در این شرایط زندگی برای هر دوی آنان دلپذیرتر خواهد شد.
ابراز علاقه ، اعتماد می‌آورد
وقتی زن با همسرش طوری رفتار کند که مرد متوجه شود مورد اعتماد اوست، شوهر نیز از تمام توان خود برای خوشبختی همسرش کمک می‌گیرد. پس این واکنش زن (مثبت اندیشی درباره توانایی های شوهر) پیامدهای خوشایندی را به همراه دارد.
همچنین زمانی که مرد به احساسات همسرش توجه می‌کند و از صمیم قلب به خشنودی او می‌اندیشد، زن مطمئن می‌شود شوهرش به او علاقه دارد و نسبت به زندگی دلگرم تر می‌شود که حاصل آن طراوت و شادابی محیط خانواده است.
باید توجه داشت همان طور که زن نیازمند مهرورزی از سوی همسر است، مرد نیز احتیاج به تحسین دارد. پس چه بهتر که زن هم از ویژگی ها و استعدادهای او از قبیل صداقت، شرافت، صبر و مهربانی و مقاومت احساس خرسندی کرده و این مسأله را به او بازگو کند.
زن تشنه مهرورزی و مرد تشنه تحسین است
اگر مرد ، نیازهای همسرش را در اولویت قرار دهد و با افتخار خود را متعهد بداند که از همسرش حمایت و نیازهای او را برآورده کند ، زن نیز متوجه می‌شود که شوهرش او را دوست دارد و احساس بالندگی می‌کند. در این جاست که مرد با مهم جلوه دادن احساسات و نیازهای همسرش، در کنار کارهای مورد علاقه خود مثل کار، مطالعه، ادامه تحصیل و تفریح موجب می‌شود نیاز همسرش به مهرورزی نیز برآورده شود. بنابراین وقتی زن احساس کند شوهرش در زندگی تنها به او می‌اندیشد و به خاطر خوشبختی او تلاش می‌کند ، به شوهرش افتخار خواهد کرد و این رفتار وی را مورد تحسین قرار می‌دهد.
باید توجه داشت همان طور که زن نیازمند مهرورزی از سوی همسر است، مرد نیز احتیاج به تحسین دارد. پس چه بهتر که زن هم از ویژگی ها و استعدادهای او از قبیل صداقت، شرافت، صبر و مهربانی و مقاومت احساس خرسندی کرده و این مسأله را به او بازگو کند. در چنین شرایطی، زندگی برای هر دوی آنها کانون عشق و علاقه می‌شود و لحظه، لحظه آن سرشار از لطف و آرامش خواهد بود. 2- مردان باید نماد «چرخ بزرگ» باشند. مرد باید کامیاب شود و همگان به دیده احترام به او بنگرند و نان آوری بزرگ باشد. 3- مرد باید نماد 4- مرد باید 1- متدین بودن : 2- حُسن خلق : 3 – زیبایی و شادابی : 4- زن باید ولود باشد : 5 – اصالت خانوادگی : 6 -ازدواج با اقارب و آثار سوء آن : 2- حسن خلق:یكی از ویژگی های شوهر شایسته آن است كه از نظراخلاقی مهربان، خوشرو و نسبت به همسرش دوستی مخلص باشد. 3- فعّال و تلاشگر: شوهر باید برای تأمین نیازمندی های مادی و معنوی خانواده اش كوشش و فعالیت نماید. بدترین شوهر كسی است كه در خانه بنشیند و همسرش را برای تهیه مایحتاج خانه به كار وا دارد. 4- عفّت زبان : 5- سخاوت : 6- مهمان نوازی : 7- آراستگی : 8- امین بودن : 10- عاقل و خردمند : 1- شرابخوار ؛ 2- بد اخلاق ؛ 3- بد چشم و بی بند و بار؛ 5- خسیس ؛ 6- بدون احساس مسئولیت ؛ 7- تنبل؛ 8- سفیه و ناهنجار؛ 2- تمكین و تأمین نیاز جنسی : 4- داشتن پوشش مناسب 5- داشتن جمال و كمال : 7- عاقل و خردمند : 8- دیانت و تقوی و حسن خلق : 1- بی بند و بار؛ 2- بی حجاب؛ 3- بد اخلاق و عبوس؛ 4- بی عفت؛ 5- سفیه و ناهنجار؛ 6- خودپسند و از خود راضی؛ 7- كینه توز؛ 8- لجباز و ناسازگار؛ 9- بد زبان و درشت گفتار. 1- دخالت دیگران 2- مسائل اقتصادی و مالی 3- موانع فرهنگی و طبقاتی 4 – هوسرانی و ازدواج مجدد 6 – انتقام گیری و بهانه جویی 7 – سلطه گری شوهر یا زن 1- خسّت:یكی از مواردی كه زندگی زناشویی را سخت و مشكل می سازد؛ خسّت است. 2- عصبانیت:زن یا مرد عصبانی زندگی را بر دیگری دشوارمی سازد. حساسیت های بی مورد و پرخاش و توهین و بی احترامی صفات مذمومی هستند كه علاوه بر آن كه طرف مقابل را ناراحت می كنند، به خود شخص نیز زیان می رسانند. در چنین مواقعی باید آرامش خود را حفظ كرد، آنگاه خشم همسر را آرام و توجه او را به امور دیگری جلب نمود و برای پالایش روانی او گفتگویی دو نفره انجام داد تا وی با بیان ناراحتی ها آرام گیرد. 3- دورویی:زن و مردی كه با دو شخصیت با هم مواجه شوند و در ظاهر و باطن یك رنگ نباشند؛ زندگی مطلوبی نخواهند داشت. زندگی ای كه در آن صداقت و صمیمیت نباشد؛ اعتماد و اطمینان از آن رخت بر خواهد بست و اضطراب و تزلزل روانی بر آن حاكم خواهد بود. 4- دروغ: فرد دو رو كسی است كه تظاهر به نیكوكاری و پاكدامنی می كند ولی در باطن طور دیگری می باشد؛ امّا دروغگو كسی است كه هر جا مصلحت و نفع خود را بسنجد واقعیت را تحریف می كند و بنا به میل خود كردار و رفتارش را تنظیم می نماید. دروغ نیز مانند دورویی بنیان خانواده را متزلزل می كند و اعتماد را از بین می برد. 5- پنهان كاری: پنهان كاری عبارت از آن است كه یكی از زوجین بدون نظر و اطلاع همسر خود و در غیاب او مبادرت به انجام اعمالی بنماید و این اعمال را چه خوب و چه بد از همسر خود پنهان دارد. چنین رفتاری ولو به نفع خانواده باشد ، اعتماد را از بین می برد. گاه این گونه رفتارها در جهتی است كه فرد به نفع خود و یا خویشاوندان نسبی و به ضرر همسر و زندگی مشترك انجام می دهد. این گونه اعمال بتدریج بنیان خانواده را به هم می ریزد ، هر یك از زوجین را نسبت به رفتار دیگری بدبین و ناراحت می نماید و به عكس العمل وا می دارد. 6- پرخاشگری و خشونت: پرخاشگری به رفتاری اطلاق می شود كه ” هدفش اعمال صدمه و رنج” باشد. مثلاً زنی كه غذای مورد علاقه شوهرش را نمی پزد و یا آن را می سوزاند ، یا شوهری كه از زنش مرتباً انتقاد می كند و به او غـُر می زند. هر یك از این رفتارها بخشی از عناصر یك رفتار پرخاشگرانه بوده و موجب از هم پاشیدگی بنیاد زندگی زناشویی می گردد. خشونت و عكس العمل های زننده و شدید چه از طرف زن و چه از طرف شوهر قدرت تحمل طرف مقابل را تضعیف می نماید و زندگی را برای هر دو مشكل می سازد. در خانواده ای كه خشونت حاكم است ،عاطفه و رفتار انسانی رخت بر می بندد و محیط تربیتی نامناسبی از نظر تربیت فرزندان ایجاد می شود. 7- لجاجت: از دیگر عوامل بنیان كن در خانواده لجاجت است. این حالت بین زن و مرد زیاد دیده می شود و گاه به جایی می رسد؛ كه حركات لجوجانه به شكستن وسایل خانه منتهی می گردد. چنانچه این حالت، وضعیت افراطی به خود بگیرد ، چه بسا به طلاق و از هم پاشیدگی خانواده منتهی گردد. 8- خودبینی و تحقیر دیگری: خودبینی یا تصویر ذهنی هر كس از شخصیت خویش ، از مجموع تصورهای او درباره توانایی ها ، احساس ها ، اندیشه ها ، آرزوها ، داوری ها ، و كوشش های وی تشكیل می شود. 9- بی انضباطی: مرد یا زنی كه اساس رفتار خود را بر بی انضباطی قرار دهد ، مورد اعتراض همسر خود قرار می گیرد. گاه بی انضباطی منجر به بی اعتمادی می شود و گرمی و شادمانی را از خانواده می گیرد. مردی كه شب دیر به خانه می آید و زمانی را برای تفریح ، مسافرت و معاشرت با زن و فرزندان خود در نظر نمی گیرد، موجبات نارضایتی خانواده خود را فراهم می آورد. 1- اختلاف در خواسته ها: یكی از عواملی كه در انتخاب همسر و زندگی زناشویی باید مورد توجه قرار گیرد ، خواسته های زن و شوهر است. زن یا شوهری كه دارای خواسته های ایده آل و متفاوت از دیگری باشد و در تعدیل آن اقدام نكند ؛ احتمال ناسازگاری در زندگی زناشویی از این جهت وجود خواهد داشت. 2- اختلاف در سلیقه ها و علاقه ها: وجود اختلاف سلیقه و علاقه در افراد طبیعی است؛ ولی چنانچه در برنامه های زندگی خانوادگی، این اختلاف در جهت هماهنگی بین زن و شوهر تعدیل نشود؛ احتمال آن دارد كه به ناسازگاری منتهی گردد. 3- اختلاف در دیدگاه ها: انسان موجودی است با آرزوهای نامحدود ، او هر چه بیشتر داشته باشد ؛ بیشتر هم می خواهد و برآورده شدن هر نیازی به جای كاستن از آرزوهای انسان ، نیازهای تازه ای را هم بر می انگیزاند. چنانچه زن و شوهری با دیدگاه ها و آرزوهای متفاوت كه احتمال حصول به آن كم باشد ؛ نتوانند در زندگی زناشویی خود هماهنگی ایجاد كنند ، زندگی شاد و موفقی را نخواهند داشت. 4- اختلاف در خلق و خوی:بعضی افراد عصبانی ، خشن ، متكبّر، خودخواه ، از خود راضی ، و بعضی دارای روحیه ای گرم ، خوش برخورد ، متواضع و مردم دوست می باشند ؛ بنابراین توافق اخلاقی در صدر عوامل انتخاب همسر قرار دارد. 5- اختلاف در میزان هوش:اختلاف سطح هوشی همسران نسبت به یكدیگر ، ممكن است در زندگی زناشویی آنان مشكلاتی ایجاد نماید. بنابراین در نظر گرفتن بهره هوشی و اختلاف سطح معقول در این زمینه خالی از اهمّیت نیست. 6- اختلاف در ابعاد معنوی: مرد و زنی كه از نظر رعایت و پایبندی به امور معنوی اختلاف سطح دارند ، زندگی بی دغدغه ای نخواهند داشت. بنابراین در امر ازدواج بُعد اعتقادی به ویژه جنبه های معنوی آن باید مورد توجه خاص قرار گیرد. 1- ازعبارات داوری كننده ، انتقاد آمیز و باردار اجتناب كنید. 2- از برچسب زدن های تعمیم آمیز اجتناب نمایید. 3- از مخابره پیام های با فاعل « تو» خودداری نمایید. 4- به سابقه و به گذشته ها كاری نداشته باشید. 5- مقایسه منفی نكنید . 6- تهدید نكنید . 7- احساسات خود را بیان كنید . 8- از پیام های كامل و جامع استفاده كنید . 9- از پیام های روشن استفاده كنید . 1ـ رفتارهای مثبت همسرتان را تحسین كنید و او را به انجام هر چه بیشتر آن رفتارها ترغیب نمایید. به او بگویید كه چقدر به وجودش افتخار می كنید و دوست دارید همواره در كنارش باشید. 2ـ وقتی همسرتان در حال صحبت كردن با شماست، به هیچ وجه حرفش را قطع نكنید. صبر كنید تا كاملاً حرفش تمام شود و بعد نظر خود را بیان كنید. 3ـ همسر خود را با انواع و اقسام خواسته ها و دستوراتتان برده و اسیر خود نسازید. وقتی كاری از او می خواهید خودتان هم در عوض كاری برایش انجام دهید. دقت كنید كه این كار حتماً نباید مسئله مهمی باشد. شما هم می توانید با انجام كارهای كوچك و به ظاهر كم اهمیت و حرفهایی محبت آمیز او را شاد كنید و خستگی را از تنش بیرون آورید. 4ـ خیلی از مواقع ما با حرفها و حركاتمان همسرمان را نسبت به خود عصبانی و ناراحت می كنیم. سعی كنید تا حد امكان از كارها و رفتارهایی كه سبب دلزدگی و ناراحتی همسرتان می شود بپرهیزید. حتی اگر به آن كارها علاقه دارید به خاطر همسر و زندگی مشتركتان آنها را كنار بگذارید. 5 ـ برای ایجاد صمیمیت بیشتر سعی كنید با هم كتابی انتخاب كنید و آن را به نوبت بخوانید. سپس در مورد آن با هم بحث و گفتگو نمایید. اگر اهل كتاب نیستید، می توانید به جای آن با هم فیلمی را تماشا كنید و بعد درباره اش حرف بزنید. 6 ـ در مورد روزهای اول آشنایی تان و ویژگی هایی كه سبب شد نسبت به هم علاقمند شوید گفتگو نمایید. ولی دقت كنید كه اگر ویژگی های خوب ظاهر خود را پس از گذشت سالها از دست داده اید بهتر است در مورد آنها حرفی نزنید. چرا كه هدف ما صحبت در مورد ویژگیهای ظاهری و فیزیكی نیست. به جای آن سعی كنید آزادانه و صادقانه در مورد ویژگیهای مثبت روحی و شخصیتی یكدیگر گفتگو نمایید. 7ـ زمانی در روز یا در هفته را فقط به خودتان دو نفر اختصاص دهید. مثلاً یك بعدازظهر با هم به پاركی بروید كه هیچ كس حتی فرزندانتان نتوانند مزاحمتان شوند و سعی كنید از این با هم بودن لذت ببرید. 8 ـ در آخر باز هم می گوییم: هیچ وقت احترام گذاردن نسبت به یكدیگر را فراموش نكنید. (احترام به افكار، عقاید و دیدگاههای همسرتان باعث می شود او نیز چنین احساساتی را نسبت به شما پیدا كند ) 24 نشانه خانواده خوشبخت 1 – در بین اعضای خانواده جمله ” به من چه یا به تو چه ” رد و بدل نمی شود، چرا كه اعضا به گفتگو و مشورت منطقی اعتقاد دارند و احساس مسئولیت می كنند. 2 – افراد به یكدیگر اعتماد دارند و از این اعتماد سوء استفاده نمی كنند و اعتماد را یكی از پایدارترین ویژگی ازدواج موفق و خانواده موفق می دانند. 3 – تا جایی كه امكان دارد با هم هستند و در مهمانی ها یا كارهای مربوط به خانواده تنها نمی روند. همدلی، همكاری، همفكری، هماهنگی را بقای خانواده خوشبخت می دانند. 4 – با هم اتحاد دارند و در مسائل مختلف ، با گفتگو و مشورت به تفاهم می رسند و سعی می كنند اگر سوء تفاهم به وجود آمد، آن را در درون خود بدون این كه كسی بفهمد حل كنند. 5 – به سلیقه ها و عقاید یكدیگر آگاه بوده و به آن احترام گذاشته و عمل می كنند. 6 – نسبت به هم شرم مسموم ندارند یعنی خواسته های طبیعی خودشان را بدون نگرانی یا خشونت ابراز می كنند. 7 – به حریم یكدیگر احترام گذاشته و از حدود مشخص شده خود فراتر نمی روند. 8 – نگران سلامت روحی و جسمی یكدیگر بوده و از هم مراقبت می كنند . اگر چنانچه مشكلی به وجود آید ، سعی وافر در حل مشكل را دارند. 9 – در بیشتر اوقات لحظات خوشی را كه با یكدیگر بوده اند مرور می كنند؛ دنبال خاطرات تلخ نیستند، دوست دارند همیشه در خوشی، شادی و نشاط زندگی كنند. 10 – برای فامیل ها و همسایه های خود اهمیت قائل اند و پذیرای فامیل یكدیگر هستند. 11 – از امور مالی یكدیگر خبر دارند و چیزی را از یكدیگر پنهان نمی كنند . صرفه جویی و پس انداز كردن جزء برنامه های اقتصادی خانواده های خوشبخت است. 12 – برای رشد یكدیگر تلاش كرده و زمینه پیشرفت خانواده را فراهم می كنند. 13 – افراد به هم افقی نگاه می كنند نه عمودی . یعنی هیچ كس خود را برتر از دیگری و در مقام قدرت نمی بیند. دیكتاتوری ، زور و قدرت طلبی حاكم نیست. 14 – همه اعضا احساس برنده بودن، موفق بودن، امید داشتن می كنند و خودشان را در زندگی برنده می دانند. 15 – در كنار هم احساس امنیت و آرامش می كنند نه ترس و اضطراب یا تنش و درگیری. 16 – علاقه، عشق، محبت، صفا و یكدلی خود را هم در رفتار و هم در گفتار به یكدیگر ابراز می كنند. 17 – از یكدیگر انتظار بیجا و توقع نامناسب ندارند. 18 – اگر مشكلی پیش بیاید به راه حل فكر می كنند و به دنبال مقصر و گناهكار نمی گردند. دست به علت یابی و ریشه یابی آن مشكل می زنند و راه حل منطقی ارائه می دهند. 19 هریك از طرفین پیوسته به فكر خوشحال نمودن و راضی نگه داشتن یكدیگر هستند . 20 – زن و شوهر به خاطر همدیگر زندگی می كنند : اول خود بعد دیگران. زندگی آنها به خاطر بچه ها یا ترس از طلاق و حرف مردم نیست. 21 – زن و مرد می توانند هر روز به دنیای اختصاصی یكدیگر نزدیكتر شوند، كار به مسائل خصوصی و زندگی دیگران ندارند. 22 – با درخواست های یكدیگر برخوردهای مثبت و منطقی دارند. 23 – زن و مرد در كنار یكدیگر هستند نه رو در رو و رقیب یكدیگر، بلكه رفیق هم هستند و واكنش منفی از خود نشان نمی دهند. 24 – خانواده های خوشبخت تلاش دارند كه بچه های خوب و خوشبختی نیز به جامعه تحویل دهند. 59 درصد خصوصیات و رفتار زیست شناختی مردان و زنان یكی است. هر دو یك مغز ، یك بدن ، دو دست ، دو پا و … دارند ، نفس می كشند ، غذا می خورند ، می خوابند و … . 1- مردانگی طلب می کند که هرگونه خصوصیات زنانه از مردان دور باشد. 9- اصالت و نجابت خانوادگی : 4- بدبین (“سوء ظن” ، نه “غیرت”) ؛ 1- هماهنگی با شوهر 5 – سوء تفاهم ها و سوء ارتباطات

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم مهر 1389ساعت 0:1  توسط فواد قادری  | 

من می توانم با همسرم بهتر برخورد کنم؛چگونه؟

اغلب زوج‏های جوان حتی اگر در گذشته، بهترین دخترها و پسرها برای خانواده‏هایشان بودند، در زندگی مشترک با همسرشان، دچار اختلاف می‏شوند


اغلب زوج‏های جوان حتی اگر در گذشته، بهترین دخترها و پسرها برای خانواده‏هایشان بودند، در زندگی مشترک با همسرشان، دچار اختلاف می‏شوند. کسی نمی‏تواند ادعا کند که تا به حال با همسرش مشاجره نداشته و از همسرش نرنجیده است. بعضی‏ها به خاطر جر و بحث‏هایی که پیش می‏آید، احساس می‏کنند که ازدواجشان موفق نبوده است. با این حال، خود را ناگزیر به سازش با همسر می‏دانند؛ اما اختلاف آنها، مثل آتش زیر خاکستر، باقی می‏ماند. در این موارد، لازم است هر یک از زوجین فقط این سوءال را از خود بپرسند که «چقدر برای بهبود روابطمان زحمت کشیدیم»؟

اغلب ما در برابر این سوءال، ابروها را بالا انداخته، با چشمانی از حدقه بیرون زده و قیافه‏ای حق به جانب، می‏گوییم : «خیلی».

حقیقت امر این است که ما زحمت‏هایمان را حساب شده نکشیدیم.

آیا تا به حال سعی کرده‏ایم که ریشه اختلافات را پیدا کنیم و مسائلی را که سد راه خوشبختی ماست، برطرف کنیم؟

آیا تا به حال خواسته‏هایمان را در کفه ترازوی ذهنمان گذاشته‏ایم تا ببینیم کدام ارزش را باید فدای ارزش دیگر کنیم؟

آیا تا به حال فکر کرده‏ایم که ما می‏توانیم با کمی سعی و تلاش، زندگی مشترکمان را سرشار از شادی، عشق و محبت کنیم؟


نارضایتی‏های کوچک
نارضایتی‏های کوچک را دست کم نگیریم؛ چون اغلب همین‏ها هستند که سد راه خوشبختی هستند؛ مثل بگو مگوها، نیش زدن‏ها، دخالت‏ها، ناسازگاری‏ها، ناکامی‏ها، غرورها و منت گذاشتن‏ها. اگر در برابر این مسائل کوچک از خود گذشت نشان دهید، راه‏های جدیدی برای دوست داشتن زندگی و همسرتان باز خواهد شد و به یک نیروی فزاینده مثبت، دست خواهید یافت. در این جا برای نمونه، چند راه را به شما یادآوری می‏کنیم؛ سعی کنید راه‏های دیگر را خودتان کشف کنید.


منت نگذارید
منظور کردن کارهایی که برای همسرتان انجام داده‏اید یا حتی گذشتی که به خاطر او کرده‏اید، برای هر یک از طرفین، همیشه وسوسه‏انگیز است. این وسوسه را بشناسید و آن را از خود دور کنید. این مسئله، یکی از مواردی است که جرقه اختلافات زوجین را فراهم می‏کند. ما نباید توقع داشته باشیم که همسرمان به خاطر هر کاری که انجام می‏دهیم، از ما قدردانی کند. اگر زوجین، توقع قدردانی داشته باشند، نتیجه آن، ناخرسندی و به رخ کشیدن کارهایی است که در طول روز انجام می‏دهند و اگر یکی از زوجین این کار را انجام دهد، طرف مقابل نیز قطعاً تحریک شده، به دفاع از خود می‏پردازد. ما نباید از این‏که برای خوشبختی‏مان کاری انجام داده‏ایم، ناراضی باشیم؛ از این‏که من بچه‏ها را به مدرسه رساندم؛ خانه را من تمیز کردم؛ خرید را من کردم؛ بچه‏ها را من حمام بردم و... . منظور کردن این کارها، به معنی نارضایتی ما از آنهاست و بی‏گذشت بودنمان را نشان می‏دهد و در این صورت، چه بخواهیم و چه نخواهیم، همسرمان فکر می‏کند که بر سر او منت می‏گذاریم و مهم‏تر این‏که یادآوری این کارهای به ظاهر سخت، آن هم به طور دائم باعث می‏شود که نسبت به همسرمان، احساس خشم کنیم و کم کم عشق و محبت در زندگی کم‏رنگ می‏شود و کنایه‏زدن‏ها شروع شود و هر روز بیشتر از روز قبل، نیروی خود را به خاطر این مسائل بی‏ارزش، از دست می‏دهیم و عادت می‏کنیم که هر روز، فهرست بلندبالایی را از کارهایی که انجام داده‏ایم، به رخ همسرمان بکشیم؛ کارهایی که وظیفه ماست و نشانه گذشت ماست.

در این مواقع، - هر گاه احساس کردید نسبت به همسرتان خشمگین هستید - وقتی که احساس کردید کار نادرستی انجام داده یا حتی کاری را که می‏بایست انجام می‏دادید، انجام نداده‏اید، لحظه‏ای صبر کنید و آن عشقی را که بینتان هست، به یاد بیاورید؛ لبخندی بر لب بیاورید و عصبانیت را به مرور زمان و با تمرین، از فهرست عادت‏هایتان حذف کنید. در این صورت، تأثیر آن را در همسرتان خواهید دید. این کار، گامی بزرگ در جهت بهبود روابط خواهد بود و هر روز، علاقه‏تان به زندگی مشترک و شریک زندگی‏تان، بیشتر خواهد شد.


توقع نداشته باشید همسرتان بی‏نقص باشد
وقتی به همسرتان می‏گویید «چرا این طور هستی»، یا «چرا خودت را عوض نمی‏کنی»، از او توقع دارید که چه جوابی به شما بدهد؟ خودتان را جای او بگذارید؛ اگر کسی از شما این سوءال را بپرسد، چه جوابی می‏دهید؟ اغلب ما فکر می‏کنیم که عملکردمان درست است و شاید ذاتاً نمی‏توانیم خودمان را اصلاح کنیم. وقتی چنین سوءالی را از همسرتان می‏کنید، او تصور می‏کند که آن کسی نیست که شما می‏خواستید و در انتخابتان اشتباه کردید و این مسئله‏ای نیست که از ذهن کسی بیرون برود و نباید توقع بهبود روابط را بعد از زدن چنین حرف‏هایی داشت. بعضی‏ها این سوءالات را از همسرشان نمی‏پرسند؛ بلکه اینها را به جای این‏که از همسرشان بپرسند، از خودشان می‏پرسند که این هم به مراتب بدتر است؛ زیرا در این صورت، خودمان فکر می‏کنیم که اگر او شخص دیگری بود، آن وقت من خوشبخت بودم و اوست که باید عوض شود و هیچ راه دیگری نیست.

حال اگر فکر می‏کنید که جواب خوشبختی شما در کس دیگری است، کاملاً اشتباه می‏کنید؛ چون هیچ کسی را در دنیا نمی‏توانید پیدا کنید که با تمام عقاید شما موافق باشد و این طبیعی است؛ پس با نظام طبیعت نجنگید؛ بلکه در کنار آن زندگی کنید و خودتان را با چیزی که هست، وفق دهید. شما می‏توانید بار مسئولیتی را که از او توقع دارید، از دوشش بردارید و روابط را اصلاح کنید. در این صورت، با ایجاد صمیمیت، کم کم به چیزهایی که می‏خواستید، می‏رسید؛ به همسرتان وقت بدهید تا خواسته‏های شما را کشف کند و حتی اگر زحماتش برای برآورده کردن این خواسته‏ها نتیجه‏ای نداد، او را دوست بدارید و به وجودش افتخار کنید.


عادت‏های عجیب خود را بشناسید
به نظر شما خنده‏دار نیست که کسی را با تمام وجود دوست داشته باشید، ولی به خاطر مسائل کوچکی، مثل ریختن خمیردندان روی سنگ دست‏شویی یا پرتاب کردن جوراب‏ها در اطراف خانه و یا نشستن ظرف‏های آشپزخانه، محبتتان تبدیل به خشم شود؟ آیا این‏که شما جورابی را از گوشه خانه بردارید یا خمیردندان ریخته شده یا ظرف‏های نشسته را بشویید، کار خیلی سختی است؟ اصلاً چرا فکر نمی‏کنید که شما هم عادت‏های این چنینی دارید؟ بنابراین، بهتر است که اول عادت‏های خودمان را کشف کنیم و اگر هم عادت بدی را در همسرمان کشف کردیم، مشکل او را مشکل خودمان بدانیم.


بخششتان با جان و دل باشد
آیا تا به حال فکر کرده‏اید که چرا عذرخواهی مشکل است و هیچ می‏دانید که عذرخواهی در زندگی زناشویی، چقدر می‏تواند اختلافات بیهوده را از بین ببرد؟ علت این‏که بعضی‏ها از عذرخواهی فرار می‏کنند، این است که می‏ترسند طرف مقابلشان عکس‏العملی نشان بدهد که موجب پشیمانی‏شان شود. بعضی‏ها وقتی همسرشان از آنها عذرخواهی می‏کند، چنان قیافه حق به جانبی می‏گیرند که موجب دل‏شکستگی و آزردگی او می‏گردند. وقتی همسرمان از ما عذرخواهی می‏کند، باید خیلی موءدبانه و از ته دل، او را ببخشیم و کارهای ناپسندی مثل زیر لب حرف زدن، آه کشیدن یا کنایه‏زدن را کنار بگذاریم؛ حتی بحث را ادامه ندهیم و به این ترتیب، به دلخوری‏ها، تلخی‏ها و واکنش‏ها پایان دهیم تا همسرمان تأثیر مثبت عذرخواهی‏اش را لمس کند. بنابراین، اگر همسرتان از شما عذرخواهی کرد، راه را برایش هموار کنید و با قلبی باز، او را ببخشید و با این کار، بخشش را به او هم یاد دهید.


مشغله‏هایتان را از روابطتان جدا کنید
کار، همیشه هست و هیچ وقت، تمامی ندارد. اگر شما برنامه‏ریزی درستی نداشته باشید، در طول روز، برای کارهایتان وقت کم می‏آورید؛ اما برنامه‏ریزی درست، آن است که در آن، برای خانه، خانواده و همسرتان هم وقت بگذارید. سعی کنید ساعاتی را در روز با همسرتان تنها باشید؛ با هم خلوت کنید و به خلوت همدیگر پا بگذارید. سعی کنید هیچ وقت کار و خستگی ناشی از کار را با خودتان به منزل نیاورید. وقتتان را تنگ و خودتان را خسته نشان ندهید. اگر به همسرمان بگوییم که سخت در حال تلاش هستیم؛ تنها نتیجه‏اش این است که همسرمان در آخر فهرست کارهایمان قرار می‏گیرد و گاهی هم فراموش می‏شود و برای بعضی‏ها حتی ممکن است ناخودآگاه از این فهرست حذف شود!


کارهای فراموش شده را خودتان انجام دهید
همسر شما آدم آهنی نیست؛ بلکه مثل همه انسان‏های معمولی، ممکن است خسته شود و یا کاری را فراموش کند. در این صورت، نباید او را سرزنش کنید. این‏که بگوییم «چرا برای دست‏شویی حوله نگذاشتی» یا «چرا ظرف‏ها را نشستی»، ممکن است کار را به یاد او بیاورد؛ ولی آیا او همیشه یادش می‏رود که این کارها را انجام دهد؟ مسلماً نه. بعضی‏ها اعتقاد دارند که باید نوع گفتارمان را درست کنیم؛ مثلاً می‏توانیم چنین بگوییم: «حوله دست‏شویی کجاست» یا «قرار بود برای دست‏شویی حوله بگذاری» که البته روش خوبی است و باعث می‏شود تا طرف مقابلمان هم عکس‏العمل خوبی نشان بدهد و در مقام دفاع از خودش بر نیاید؛ ولی یک روش بهتر هم وجود دارد و آن این‏که اگر واقعاً وقتش را داریم، خودمان این کار را انجام دهیم. چه ایرادی دارد که ما کاری را که همسرمان فراموش کرده، انجام دهیم. اشتباهات همسرتان را به دوش بگیرید؛ ولی نه با آزرده دلی؛ بلکه با اشتیاق. اگر ظرف‏های ظرف‏شویی، شما را آزار می‏دهند، آنها را بشویید. شاید خیلی‏ها بگویند که با این کار، دیگر همسرمان کارهایش را انجام نمی‏دهد؛ اما برعکس، اگر شما دست از سرزنش و نکوهش بردارید، با کمال تعجب می‏بینید که برخورد همسرتان بهتر می‏شود و شور و علاقه بیشتری برای انجام قسمتی از کارهایی که بر دوش دارد، از خودش نشان می‏دهد.

با برطرف نمودن این مشکلات کوچک و پیش پا افتاده، شما می‏توانید فکرتان را صرف جنبه‏های مهم‏تر روابطتان کنید و به ارتباطی صمیمی فکر کنید. شما می‏توانید همدرد همسرتان باشید و عشق، محبت و شادی را به او هدیه کنید.
+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم مهر 1389ساعت 23:3  توسط فواد قادری  | 

چرا خانم ها بعضی از دوستانشان را از شوهر خود پنهان می کنند؟

هرچه روی موضوع موفقیت در ازدواج و طلاق تحقیقات بیشتری انجام می شود، مطالعات نشان می دهد که گذراندن دو سال اول یک زوج با هم می تواند موجب بقا یا از بین رفتن ازدواجشان شود.

 
دو سال اول با هم بودن خیلی مهم است
هرچه روی موضوع موفقیت در ازدواج و طلاق تحقیقات بیشتری انجام می شود، مطالعات نشان می دهد که گذراندن دو سال اول یک زوج با هم می تواند موجب بقا یا از بین رفتن ازدواجشان شود. این مسئله در تحقیقی انجام گرفت که در مجله شخصیت و روانشناسی اجتماعی در امریکا به چاپ رسید.
طبق گفته های دکتر هاستون، استاد دانشگاه تگزاس، این تحقیق نشان داد که ازدواج تازه عروس و دامادها و تغییرات ایجاد شده در پیوند آنها در طول دو سال اول می تواند حاکی از سرنوشت زناشویی آنها در طولانی مدت پس از 13 سال باشد. سرخوردگی که در  فروکش کردن عشق، کاهش علاقه شدید اولیه، و افزایش دمدمی مزاجی منعکس می شود، زوج هایی که به سمت طلاق می روند و آنهایی که پایه ای محکم برای پیوند زناشوییشان ایجاد می کنند را از هم متمایز می کند. محققان دریافتند که تفاوت های بین زوج های خوشبخت و ناراضی درست پس از پیوندشان کاملاً مشخص بوده است.
 
این تحقیق روی 156 زوج انجام گرفت که در اوایل سال 1981 ازدواج کرده بودند. محققان دریافتند که بعد از گذشت 13 سال:
68 زوج ازدواجی موفق داشتند
32 زوج ازدواجی ناموفق داشتند
56 زوج طلاق گرفته بودند
 
زوج هایی که طی دو سال اول طلاق گرفته بودند، نشانه هایی از سرخوردگی را نشان داده بودند و در دو ماه اول ازدواجشان نیز نسبت به یکدیگر رفتاری منفی داشتند. اگر یک زوج تازه ازدواج کرده طی سال اول ازدواج نشانه هایی از سرخوردگی داشته باشد، نشانه وجود مشکل است. زوج هایی که ازدواج موفق داشتند کسانی بودند که در دو سال اول ازدواج رفتاری مثبت با همسر خود داشتند.
 
اگر پس از ازدواج کمی احساس افسردگی می کنید هیچ اشکالی ندارد. این کاملاً طبیعی است هر دوی شما آنقدر درگیر آماده سازی های قبل از ازدواج شده اید که مطمئناً وقتی این استرس از بین برود، حس فقدان به شما دست می دهد. این درست مثل زمان بعد از مسافرت است که همه احساس افسردگی می کنند.
 
اما خیلی مهم است که این دوره افسردگی را نادیده نگیرید. آماده شدن برای افسردگی بعد از ازدواج به شما برای کنار آمدن و پشت سر گذاشتن آن کمک می کند. الان زمان ساختن پایه ازدواجتان برای باقیمانده زندگی مشترکتان است. همانطور که در تحقیق دکتر هاستون ذکر شد، یکی از بالاترین اولویت ها برای تازه عروس و دامادها حفظ عشق در زندگیشان است.
 
اولویت های دیگری که  زوج ها در سال اول ازدواج با آن روبرو میشوند اداره امور مالی، تقسیم کارهای خانه، طرق مختلف گذران وقت آزاد، زمان رابطه جنسی، کنار آمدن با پدر و مادر شوهر/زن، درک تفاوتها، یادگیری کنار آمدن با تعارضات و گفتگو درمورد انتظارات می باشد.
 
زوج ها باید مراقب این چراغ های قرمز باشند:
فقدان عشق و صمیمیت
ناتوانی برای تفریح کردن با هم
خودخواهی
ترس از ناسازگاری
فقدان احترام متقابل
خرج کردن بیش از حد
وابستگی زیاد به والدین
مشکلات جنسی
اعتیادها
سوءاستفاده احساسی و جنسی
 
 
ازدواج زیر 20 سال
انتظارات غیرواقعی
بااینکه می گویند چند سال اول ازدواج سخت ترین سالهاست، معمولاً لذت بخش ترین آنها هم هست. زوج ها می توانند این زمان را برای ایجاد صمیمیت و کشف یکدیگر استفاده کنند. خیلی چیزها هست که باید درمورد همدیگر بفهمند و برای هم تعریف کنند.
مرحله ابتدایی ازدواج است که پایه آن را می سازد و مقدمه یک زندگی طولانی مدت را فراهم می کند. پس سعی کنید از آن لذت ببرید و هر روز بیشتر از دیروز همدیگر را دوست داشه باشید.
+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم مهر 1389ساعت 23:1  توسط فواد قادری  | 

چگونه همسرتان را مثل موم نرم‌كنيد ؟

برای درک اینکه چرا خانم ها ممکن است چنین کاری مرتکب شوند، این نکات را در رابطه رعایت کنید

 
خانم ها ممکن است به دلایل متعدد دوستانشان را از نامزد یا شوهرشان پنهان کنند. یک رابطه براساس اعتماد و صداقت پایه ریزی می شود و وقتی خانم ها سعی کنند دوستانشان را از عشق خانه و زندگیشان پنهان کنند آنوقت رابطه  بسوی دره سقوط می رود. برای درک اینکه چرا خانم ها ممکن است چنین کاری مرتکب شوند، این نکات را در رابطه رعایت کنید.

یک خانم ممکن است به خاطر اینکه تصور می کند نامزد یا شوهرش ممکن است از دوستش خوشش نیاید، او را پنهان می کند. اگر نگران این باشد که شوهرش چطور با دوست او برخورد می کند ممکن است تصمیم بگیرد که اصلاً او را نشان شوهرش ندهد. این مسئله معمولاً با دوست مرد یا گاهی با دوست خانمی که خیلی زیبا باشد پیش می آید. متاسفانه، وقتی خانمی تصمیم می گیرد که دوستش را از همسرش پنهان کند، داستان به همین جا ختم نمی شود.

اگر خانمی تصمیم بگیرد که دوستش را از شوهرش پنهان کند احتمالاً به خاطر مسائل مربوط به حسادت ورزی است. این حس حسادت چه از طرف خودش باشد چه از طرف شوهرش، می تواند زیان بخش باشد. حسادت شعله های مشاجره را تندتر می کند و فقط باعث بدتر شدن اوضاع می شود به همین دلیل، خانم ها گاهی اوقات تصمیم می گیرند که برای جلوگیری از بروز چنین اتفاقاتی دوستانشان را پنهان کنند.

خانم ها معمولاً تصور می کنند که دوستشان در نظر شوهر یا نامزدشان جذاب تر یا سرگرم کننده تر می آید و این می تواند تهدیدی برای رابطه آنها باشد. به خانمی که تصمیم می گیرد دوستش را به این دلیل از نظر شوهرش پنهان کند باید کمک شود و اطمینانی دوباره از ثبات رابطه از طرف شوهر یا نامزدش به او داده شود.

اگر خانمی تصمیم بگیرد که دوستش را از شوهرش پنهان کند اما شوهر یا نامزد وی متوجه موضوع شوند، همه چیز خیلی بد می شود. شنیدن اینکه چیزی در رابطه پنهان شده است اصلاً مسئله جالبی نیست چون سوالات بیشتری برای طرف مقابل پدید می آورد. بهترین راه این است که هیچوقت خانمها دوستانشان را پنهان نکنند. رابطه ای که بر پایه اعتماد و صداقت بنا شود بسیار بهتر از رابطه ای که همه چیز در آن مخفی می شود خواهد بود. اگر متوجه شدید که نامزدتان دوستانش را از شما پنهان کند باید بفهمید که دلیل آن چیست و مشکل را حل کنید.

 

اگر خانمی به این خاطر دوستش را از شوهر پنهان می کند که آن دوستی چیزی بیش از یک دوستی عادی است که باید جدا شوید اما اگر فقط به این خاطر که از واکنش همسر یا نامزدش دربرابر این مسئله واهمه دارد، این وظیفه شوهر یا نامزد است که او را از عشق و تعهد خود مطمئن سازد. یادتان باشد که روابط موفق همیشه بر گفتگو و اعتماد تکیه دارند. پس به راحتی با هم حرف بزنید و مطمئن باشید که اوضاع خیلی بهتر می شود!
+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم مهر 1389ساعت 23:0  توسط فواد قادری  | 

چرا خانم ها به توجه نیاز دارند؟

تا به حال فکر کرده اید که چرا خانم ها به توجه نیاز دارند؟ آیا این نیاز احساسی برایتان طاقت فرسا شده است؟ آیا به نظرتان احمقانه می رسد؟یک هدف تکاملی بسیار قوی برای نیاز خانم ها به توجه وجود دارد.

شاید اگر این نیاز خانم ها بهتر درک می شد، برای زوج ها راحت تر بود.

چند میلیون سال پیش، پیشینیان ما مشغول پرورش استراتژی های جنسی خود یا اینکه چطور DNA خود را به نسل های آتی برسانند، بودند. البته آگاهانه به یافتن یک استراتژی فکر نمی کردند اما درواقع ذات و رفتار آنها بود.

برخی زن ها (آنهایی که به استراتژی های بهتری دست پیدا کردند)، کشف کردند که اگر بتوانند با مردی وارد رابطه شوند که کنار آنها بماند، می توانند از حمایت، نگهداری از فرزندشان و حتی غذای اضافی بهره مند شوند.

اما چطور می توانستند بدون وجود هیچ زبان نوشتاری یا گفتاری بفهمند چه کسی با آنها می ماند یا نمی ماند؟ آنها به دنبال نشانه یا علامت بودند.

آندسته از مردانی که توجه نشان می دادند یا به طریقی میل خود را به ماندن با آنها نشان می دادند، مردهایی بودند که زن ها به آنها اطمینان می کردند و با آنها می ماندند. آن مردهایی که توجه نشان نمی دادند، احتمال کمتری داشت که بتوانند یک رابطه طولانی مدت با کسی برقرار کنند و زنی پیدا کنند که با آنها بماند.

خانم ها شدیداً به این نشانه های توجه کردن حساس شدند. و وقتی مردی به آنها توجه نشان می داد با او می ماندند و اگر نشان نمی داد نمی ماندند.

امروزه، ما از نعمت زبان بهره مندیم و می توانیم از آن برای ابراز توجه و محبت به کسی استفاده کنیم. پس مردها میتوانند کلاماً احساسات خود را بروز دهند. اما نیاز اصلی به توجه و محبت هنوز در انسانها وجود دارد.

خیلی مهم است که به خاطر داشته باشید یک دلیل ذاتی بسیار قوی و آشکار وجود دارد که چرا زن ها باید قبل از وارد شدن به یک صمیمیت فیزیکی، احساس مهم بودن و دوست داشته شدن بکنند .

پس به جای اینکه با این نیاز ذاتی خانم ها به توجه بجنگید، چرا تسلیم آن نمی شوید. مطمئن باشید که اینکار رابطه تان را قوی تر می کند.

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم مهر 1389ساعت 18:10  توسط فواد قادری  | 

دلایل حسادت در روابط زناشویی و رهایی از آن

بیشتر مواقع ناخودآگاه در رابطه های عمیق عاطفی، حسادت درون انسان برانگیخته می شود و باعث ایجاد حالات عدم امنیت، جدایی و...در نهایت همچون دردی پنهان، تمام وجود شما را در بر می گیرد. در ظاهر بیشتر مردم، حسادت خود را تصدیق نمی کنند، البته برخی نیز در درون خود سعی می کنند این حالت را کنترل کنند، امّا متأسفانه هر چه بیشتر تلاش می کنند، نتیجه ای در اصلاح خود نمی بینند. ما در صورت حسادت به نفر مقابل، با عصبانیّت و بدخلقی برخورد می کنیم، در حالی که وی واقعاً بی گناه است و در آخر جلوه ی اجتماعی خود را از دست می دهیم.

به هر دلیل و به هر میزانی، حسادت همواره یکی از دلایل اختلافات زناشویی محسوب می شود. این حالات در بین زن و شوهر، در ابتدا با کلماتی کنایه آمیز و غیر مستقیم شروع می شود و به مرور زمان، موجب بحث و جدل و اختلافاتی می شود که عامل بروز آن، حسادت مخفی و پنهان در درون طرفین است.

شما با افکار و برخورد غیر منطقی که برخواسته از حسادت است، در واقع به نوعی طرف خود را فریب می دهید.

در این جا به راهکارهایی اشاره می کنیم که بتوانید، حسادت و رشک خود را تشخیص و این عادت را که موجب ویرانی بنیاد رابطه ی خود می شود، در وجود خود از بین ببرید.

اولین عامل ایجاد حسادت، حس عدم امنیت است

وقتی که شما با طرف مقابلتان، رابطه ای احساسی و عمیق داشته باشید، به دلیل عدم اعتماد به نفس و نادیده گرفتن مزیّتها، برتری ها و جذّابیتهای خود، دچار عدم امنیت می شوید. در اصل همسر شما هیچ دخالتی در ایجاد حس ندارد و به تدریج رشد میکند، شاید در برخی مواقع منشاء این عدم امنیت، احساسات شما یا نحوه ی برخورد طرف مقابلتان باشد، امّا بیشتر، این حس از درون خود انسان و به دلیل عدم برقراری ارتباط صحیح و کمبود روابط اجتماعی از کودکی شکل گرفته است.

اگر آن را کنترل نکنید، به مرور زمان، همواره با احساس حقارت، دیگران را از خود برتر می دانید و این توّهم در ذهنتان شکل می گیرد که همسر شما مطمئناً به کسی بهتر از شما فکر می کند.این ترس چنان شما را احاطه می کند که از حسودی به بدبینی و شکّاکی تبدیل می شود.

در نتیجه تحت تأثیر بدبینی خود، در ذهن خود شروع به از هم بافتن سوالهای بی معنی و مکرّری می کنید، سوالاتی چون، چرا اینقدر دیرآمد؟ با کی بوده؟ چرا به آن مرد/زن اینطوری نگاه کرد؟ چرا در مورد دوست/همکار خود اینقدر تعریف می کند؟ و...در ادامه بیشتر وابسته وی می شوید و احساس کمبود توجّه می کنید.

به تدریج این توّهمات حکم واقعیت را پیدا می کند، در حالی که همسر شما واقعاً هیچ خطا یا خیانتی به شما نکرده است. اگر در ابتدا بتوانید بر این خیالات و احساسات منفی غلبه کنید و بی گناهی همسر خود را باور کنید، شاید بشود از عواقب ویران کننده آینده جلوگیری کرد، شما می توانید با فرونشاندن عصبانیت و خشم خود، از نگاهی غیر منصفانه به همسرتان دست بردارید.

راههای فرو نشاندن حسادت

اوّلین گام در این راه، ایجاد رابطه ای صمیمی و صادقانه با همسرتان است. با آرامی و ملایمت به او بگویید که به دلیل عشق و دوست داشتن بیش از حدّ به وی، در رابطه ی خود احساس نگرانی و عدم امنیت می کنید. در این وضعیت، وی با تصدیق رابطه ی عشق دوطرفه و بیان حس عاطفی خود نسبت به شما، به نوعی، یک تثبیت و آرامشی را ایجاد می کند. موضوع مهم این است که کی و چگونه این مسئله را با وی مطرح کنید؟ خود ترس از دست دادن همسرتان، انگیزه ای خواهد بود که سر صحبت را باز کنید، اگر در طرف مقابل خود، متوجّه شروع حسادت یا بدبینی شدید، در اوّلین فرصت، با آرامی و زبانی دلنشین به تثبیت رابطه ی خود با وی بپردازید.

با صحبت و ارتباط کلامی و دوباره شنیدن اینکه براستی، چه مزیّت، برتری، یا صفاتی در شما بوده که وی، شما را به عنوان همدم خود انتخاب کرده و چرا شما را دوست دارد؟ خود به خود، جایگاه خود را محکم می بینید و می فهمید که به این دلایل شما را برگزیده، بنابراین دلیلی ندارد که به یک نفر بهتر از دید دیگران، فکر کند یا تمایل داشته باشد. در مجموع به جای نشستن و توّهمات باطل در مورد همسر خود، به دلایل اولیه عشق و وابستگی خود فکر کنید و سعی کنید این عوامل را در خود حفظ و تقویت کرده تا با ارتقای عاطفه و عشق، از زندگی مشترک خود لذّت بیشتری ببری.

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم مهر 1389ساعت 18:9  توسط فواد قادری  | 

عواملی که باعث شده هنوز مجرد بمانید؟

یا مردی که به آن فکر می کنید از شما فرار می کند؟توجه داشته باشید که بعضی عادت ها و رفتاری بد شماست که رابطه تان را خراب کرده. حال باید ببینید چگونه می شود این عادات رفتاری را شکست و از بین برد؟

6 راه که ارتباط خانم ها را خراب می کند

آیا پسری که به آن فکر می کنید از شما فرار می کند؟ ناامید نباشید. موقعیتی که دارید ناامید کننده نیست. و فقط شما درگیر این موضوع نیستید. اما توجه داشته باشید که بعضی عادت ها و رفتاری بد شماست که رابطه تان را خراب کرده. حال باید ببینید چگونه می شود این عادات رفتاری را شکست و از بین برد؟

با وجود یک سری مسائل امیدوار کننده، شما هنوز شریک و یار همدیگر نشده اید. مطمئنا این موضوع می تواند رابطه شما را خراب کند.

بیشتر مواردی که خانمها به آن فکر می کنند این است: من پیر شدم، چاق شدم، و آنقدر ها که باید پولدار نیستم. اما فقط اینها نیست.

پس چیست؟ مقاله زیر را بخوانید تا با 9 نبایدهایی که رابطه عاشقانه شما را خراب می کند آشنا شوید.

1. لیست آیتم های شما برای انتخاب همسر زیاد است

از نظر خودتان مرد رویایی شما باید یک پزشک قدبلندی باشد که هرگز سالگرد ازدواجتان را فراموش نکند و از خرید رفتن با شما لذت ببرد. اگر مرد آینده تان این خصوصیات را داشت با آن مرد خوشبخت می شوید.

وقتی پتانسیل های همسر آینده تان را برآورد می کنید، تصور شما از مرد ایده ال می تواند چشمان شما را بر روی یک مرد خوب ببندد حتی اگر تمامی شرایط شما را نداشته باشد.

اشتباه رایج بین خانم ها این است که تصورات خیالی و غیر واقعی از مردآینده شان دارند.

وقتی شخصی انتظارات و گزینه های زیادی درباره همسرش درنظر بگیرد، این شخص مطمئنا تنها و مجرد می ماند.

شما نمی توانید با کسی که مواد مخدر استفاده می کند زندگی کنید؟ بسیار خب. این منطقی است اما اگر او قد مورد دلخواه شما را نداشت این مورد چیزی نیست که نتوان با ان زندگی کرد.

بر روی نکاتی تاکید کنید که غیرقابل معامله باشند. سپس در زندگی تان عشق بورزید و درمورد بقیه زندگی تان خیالتان راحت باشد.

2. شما هنوز نگران رابطه قبلی تان هستید

اگر هنوز فکر و خیال دوست قبلی تان در سرتان است در ازدواج تان و در ارتباط با همسرتان از همان ابتدا دچار مشکل می شوید.

عصبانیت و تندخویی ناشی از آن یک اشتباه بزرگ است و مانع شما از آمادگی برای ازدواج می شود.

اگر هنوز شخص دیگری فکرتان را مشغول کرده، بدانید که شما هنوز از لحاظ روانی با او ارتباط دارید.

حتی اگر به نامزد یا دوست قبلی تان فکر نمی کنید، در ابتدای آشنایی از صحبت کردن درمورد او با همسرتان پرهیز کنید و به موضوعات دیگری مانند ورزش، فیلم و... بپردازید.

بعد از آن، از دید آقایان به موقعیت نگاه کنید: این اشتباه او نیست که شما هنوز دست از سر رابطه قبلی تان برنداشته اید. او می خواهد با شما باشد نه اینکه وارد بازی سه نفره ای بین شما، دوست قبلی تان و خودش بشود.

3. خیلی زود سفره دلتان را برای طرف مقابل باز می کنید

درست است که کسی که بیشترین قسمت زندگی تان را تشکیل می دهد باید همه چیز شما شامل بیماری، مسائل کاری، و بچه دار شدن و... را بداند اما قبل از آنکه از رابطه تان مطمئن شوید فاش کردن اسرار زندگی تان و گفتن رمز و راز زندگی تان به او کار اشتباهی است.این یک نگرش اشتباه است و پسرها را از دخترها فراری می دهد. پس در اولین دیدار، سفره دلتان را باز نکنید.

اجازه دهید که طرف مقابل شما را به عنوان یک دختر احساساتی، شاد و پرهیجان بشناسد. هرچه بیشتر از شما بداند بیشتر از شما فاصله می گیرد.

4. معمولا عاشق پسرهایی می شوید که در دسترس نیستند و دست نیافتنی اند

دخترهایی که هنوز عاشق پسری هستند که رابطه شان با او تمام شده یا ازدواج کرده و غیرقابل دسترس است، بدانند که هیچ وقت این افراد باعث خوشحالی تان و برگرداندن شادی به زندگی تان نمی شوند.

جیل مرای، روان درمانگر، می گوید زن ها همیشه فکر می کنند که می توانند طرف مقابلشان را عوض کنند.

اگر پسرهایی که غیر قابل دسترس هستند یک الگو برایتان محسوب می شوند، این شما هستید که باید درگیر آن شوید نه همسر آینده تان.

اگر به غیر از او نمی توانید شخص دیگری را برای زندگی تان انتخاب کنید، شما واقعا نباید با شخص دیگری ازدواج کنید.از یک مشاور کمک بگیرید تا شما را راهنمایی کند.

5. مثل کنه به او می چسبید

اگر از آن دسته دخترهایی هستید که شما بیشتر به طرف مقابلتان زنگ می زنید یا به خاطر اینکه از او خبر نداشتید با او بحث می کنید حواستان باشد: مردها از این کار شما احساس ناامنی و ناامیدی می کنند.

اگر نسبت به احساس تنهایی حس خوبی ندارید و همین حس تنهایی شما باعث این رفتارهایتان شده بدانید که مردها نسبت به این رفتارهای شما حس ناامنی می کنند و رابطه تان را عاری از هرگونه جذابیت و کششی می بینند.

6. فکر می کنید که می توانید او را عوض کنید

شاید شما نیت خیری داشته باشید تا او را از سیگار کشیدن ترک دهید، رژیم غذایی برایش درنظر بگیرید، یا شغل بهتری برایش انتخاب کنید. اگر شما او را به سمت تغییر و تحول هل دهید و او را مجبور کنید، شما آسیب می بینید.

در این صورت او یا نسبت به کارهای شما متنفر می شود، منصرف می شود یا تسلیم می شود.

اگر او اظهار تنفر کرد، بدانید که پایان رابطه تان است.

اگر از آن کار صرف نظر کرد شما متعجب می شوید که چرا با شما مهربان نیست و ابراز عشق و علاقه نمی کند. و این به خاطر این است که شما او را مغلوب کردید.

حتی اگر او تسلیم شما شد، شما باید علاقه کم او را به موضوع متوجه شوید.

در اصل او در نقش عروسکی می شود که شما او را به بازی گرفته اید. شما روح او را کشته اید، و او را از خودتان متنفر می کنید.

با همسر آینده تان درمورد تغییراتی که دوست دارید در او انجام شود صحبت کنید مانند ترک سیگار و حالا نتیجه آن را ببینید.

به او فرصت بدهید تا درمورد راه و روشی که پیش گرفته و علت آن و همچنین علت تغییر آن صحبت کند. اما کمی زمان می برد.

اگر از شیوه ای که پیش گرفته راضی است و احساس خوشحالی می کند، درمورد چگونگی کنار آمدن با آن تصمیم گیری کنید. اگر می توانید از سرزنش کردن دست بردارید.

آیا طلاق گرفته اید یا به طلاق فکر می کنید؟ حتی اگر تصمیم شما تصمیم درستی باشد، این کار یکی از آسیب پذیرترین تجربیات زندگی تان می شود.

هرچیزی که در زندگی شما باید تغییر کند شامل رابطه شما با فرزندانتان و اعضای خانواده و حتی دوستانتان است. همچنین شما باید در حس امیدواری برای ازدواج تان هم تغییراتی ایجاد کنید. بنابراین، قبل از اینکه زندگی تان را بهتر کنید باید این تغییرات را اعمال کنید. طلاق یک راه حل ناخوشایند برای یک مشکل ناخوشایند است.

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم مهر 1389ساعت 18:3  توسط فواد قادری  |